علت یادگیری علم اقتصاد

در سراسر دنیا روزانه هزاران نوع کالا تولید و مصرف می شود ؛ کالاها و خدمات بین محله ها ، شهرها و کشور ها داد و ستد می شوند .

در بعضی از کشورها ، قیمت ها با نرخ کمی در حال افزایش است ، در حالی که در بخش دیگری از دنیا قیمت ها با شتاب افزایش می یابند ، بعضی از کشورها غنی هستند ، بعضی فقیر.

 

چرا چنین است که کشورهایی فقیر هستند و کشورهایی غنی ؟

به هر حال در هر لحظه از زمان هم کشورهای غنی و هم کشورهای فقیر با محدودیت هایی از نظر تولید و مصرف روبه رو هستند .

 

موضوع علم اقتصاد ، مطالعه روش انتخاب و استفاده انسان و جامعه از منابعی است که طبیعت و نسل های گذشته در اختیار او قرار داده است .

 

سایر تعاریف اقتصاد به شرح زیر است :
  1. اقتصاد علمی است که ماهیت و علل ثروت ملل را مطالعه می کند .
  2. اقتصاد علمی است که موضوع آن مطالعه و بررسی نحوه تصمیم گیری جوامع راجع به این که چه چیزی تولید شود ، چگونه تولید شود و چگونه توزیع شود.
  3. اقتصاد علمی است که چگونگی تخصیص منابع کمیاب بین نیازهای نامحدود انسان را بررسی می کند.

چرا اقتصاد را یاد می گیریم ؟

احتمالا عمده ترین دلیل مطالعه علم اقتصاد ، فراگیری یک روش خاص از تفکر است .

شاید بهترین راه برای این علم پرداختن به مفاهیم سه گانه ، هزینه فرصت ، نهایی گرایی و بازارهای کارآمد است .

آموزش و فراگیری شیوه تفکر اقتصادی نه تنها در فعالیت های اقتصادی ، بلکه در موضوع هایی نیز که ارتباط به مسائل اقتصادی ندارند ، راه گشا می باشد .

 

هزینه فرصت :

آن چه که در یک اقتصاد می گذرد نتیجه هزاران تصمیم فردی است .

خانوارها باید در مورد نحوه تقسیم درآمد خود بین کالاها و خدمات موجود در بازار تصمیم بگیرند .

افراد می باید بین کار کردن و کار نکردن ، پس انداز نمودن یا قرض کردن ، رفتن به دبیرستان و دانشگاه یا شروع به کسب درآمد ، یکی را انتخاب نمایند .

بنگاه ها تصمیم می گیرند که چه تولید کنند ، چه قدر تولید کنند ، چه قیمتی را برای فروش کالای خود در نظر بگیرند .

در علم اقتصاد تصمیم گیری افراد در موضوعات فوق مورد بررسی قرار می گیرد .

 

در تمامی تصمیمات اقتصادی بده ـ بستان ملاحظه می شود ، به این ترتیب که هر تصمیم و انتخابی فایده هایی را به همراه دارد و علاوه بر این اتخاذ تصمیم مستلزم صرف هزینه و چشم پوشی از منابعی است که می توانستیم با تصمیمات دیگر به دست آوریم .

در ادامه بخوایند :  اقتصاد بازار آزاد چیست ؟

هزینه فرصت هر تصمیم (انتخاب) برابر با بالاترین فایده ای است که به دلیل عدم اتخاذ سایر تصمیم ها از دست می رود .

 

مفهوم هزینه فرصت

مفهوم هزینه فرصت با تمامی تصمیم ها و انتخاب های افراد ، بنگاه ها ، خانوارها و کل جامعه مرتبط می باشد .

مثلاّّ هزینه فرصت رفتن به سینما ، فایده از دست رفته کاری است که در صورت نرفتن به سینما انجام می دادیم .

هزینه فرصت خریدن یک پیراهن فایده کالا یا خدمتی است که می توانستیم به جای پیراهن خریداری نماییم .

اگر به جای کار کردن تصمیم به استراحت بگیرید ، هزینه فرصت این تصمیم و انتخاب شما (استراحت) درآمد یک روز کار است که از دست می رود .

 

محدود بودن منابع در مقابل خواسته های بیشمار علت اصلی مطرح شدن هزینه فرصت است .

مثلاّّ زمان را در نظر بگیرید ، شبانه روز ۲۴ ساعت است و ما می باید برنامه های فعالیت اقتصادی ، استراحت ، استفاده از اوقات فراغت خود را با توجه به این محدودیت تنظیم نماییم .

 

نهایی گرایی :

مفهوم مهم دیگری که در تحلیل های اقتصادی مورد استفاده فراوان قرار می گیرد «نهایی گرایی» است .

 

به یک مثال توجه کنید .

اگر پدر و مادر شما در شیراز باشند و محل کار شما در تهران باشد و یک مأموریت اداری به شما محول شود که مقصد آن اصفهان باشد ، هزینه دیدار از خانواده برای شما فقط هزینه مسافرت از اصفهان به شیراز خواهد بود .

 

به عنوان مثال هزینه کتاب را در نظر بگیرید .

فرض کنید هزار نسخه از کتاب چاپ شده و هزینه کل تهیه و چاپ کتاب شامل هزینه تألیف ، ویرایش ، کاغذ ، حروف چینی ، زینک ، فیلم و چاپ ، یک میلیون (۱،۰۰۰،۰۰۰) ریال و هزینه متوسط هر نسخه از کتاب هزار (۱،۰۰۰) ریال باشد .

هر چند اطلاع از هزینه متوسط لازم و مهم است اما مواردی است که ناشر نیاز به کسب اطلاعات دیگری نیز دارد .

اگر ناشر تصمیم به انتشار چاپ دوم کتاب به تعداد هزار (۱،۰۰۰) نسخه دیگر بگیرد ، هزینه تألیف ، ویرایش ، حروف چینی و زینک و فیلم مطرح نخواهد بود و تنها هزینه های کاغذ و چاپ موضوعیت دارد .

در اینجا فقط هزینه اضافی چاپ مجدد کتاب یا هزینه نهایی تولید کتاب اهمیت دارد.

 

بازارهای کارآمد :

فرض کنید از بزرگراه کرج به تهران عبور می کنید ، در انتهای بزرگراه قبل از ورود به تهران در محل دریافت عوارض ،شش باجه وجود دارد به ترتیبی که سه خط بزرگراه به این باجه ها ختم می شوند .

در ادامه بخوایند :  نظریه رشد متعادل اقتصادی

اتومبیل هایی که به باجه ها نزدیک می شوند ، به دنبال کوتاه ترین صف می باشند ، هرگاه یک باجه صف کوتاهی داشته باشد با هجوم اتومبیل ها به سمت آن باجه ، صف منتهی به آن به اندازه صف سایر باجه ها خواهد شد ، به ترتیبی که زمان متوسط انتظار در تمامی باجه ها یکسان خواهد شد .

 

گاه اقتصاد دانان صحبت از «فرصت سود» می کنند ،

در مثال بالا وجود یک صف اتومبیل کوتاه تر از دیگر صفوف ، چنین فرصت سودی را برای افراد به وجود می آورد .

نظر کلی اقتصاد دانان بر این است که فرصت های سودآور کم هستند ،

زیرا مانند مثال فوق ، همیشه عده ای راننده در جستجوی صف کوتاه هستند و بعید است که صفی برای مدت قابل توجهی بسیار کوتاه تر از سایر صف ها بماند .

 

بازار ارزهای خارجی را در نظر بگیرید که درآن ریال ، دلار ، یورو و … با یکدیگر مبادله می شوند .

فرض کنید صراف ها در این بازار با دریافت ۹۰۰۰ هزار ریال حاضر به فروش یک دلار باشند و علاوه بر این هر دلار را به قیمت ۸۵۰۰ ریال خریداری می کنند .

حال اگر صرافی پیدا شود که هر دلار را به قیمت ۷۰۰۰ ریال بفروشد در این صورت فرصت سودآوری برای سوداگران فراهم می شود .

افراد با خرید هر دلار از صراف اخیر به قمیت ۷۰۰۰ ریال و فورش آن به قیمت ۸۵۰۰ ریال به سایر صراف ها معادل ۱۵۰۰ ریال سود کسب می کنند .

وجود چنین فرصت سودآوری موجب می شود که سایر سوداگران به این صراف برای خرید دلار مراجعه کنند و این امر موجب فروش تمامی دلارهای وی می شود .

این صراف برای پاسخ به متقاضیان دلار می باید برای تهیه دلار ، به عنوان متقاضی به بازار مراجعه کند .

وی متوجه می شود که در بازار ارز هر دلار به قیمت ۹۰۰۰ هزار ریال به فروش می رسد و بنابراین وی مجبور به فروش دلار به قیمتی معادل ۹۰۰۰ هزار ریال می شود و در نتیجه فرصت سودآوری برای سوداگران پایان می پذیرد .

 

در بحث فوق درصدد روشن کردن این مسئله هستیم که فرصت سودآوری همواره در بازار ها برقرار نمی باشد و در صورتی که در یک زمان معین چنین فرصتی در یک بازار فراهم شود خیلی سریع از بین خواهد رفت .

فرصت کسب سود معمولاّّ نصیب کسی می شود که سریع تر به بازار وارد شده و اقدام میکند .