در این مبحث قصد داریم شما را با مفهوم رشد اقتصادی و همچنین تعاریف و نظریه هایی که توسط اقتصاددانان بیان شده بپردازیم.

علم اقتصاد به شاخه های متعددی تقسیم می شود . یکی از آن شاخه ها ، اقتصاد توسعه است .

در حال حاضر یکی از جدیدترین و بحث انگیزترین شاخه های علم اقتصاد ، اقتصاد توسعه است .

اولین کتاب در زمینه توسعه اقتصادی «علل ثروت ملل» نوشته آدام اسمیت است که در سال ۱۷۷۶ منتشر شده است .

اقتصاد توسعه اصول و مفاهیم معینی را از سایر شاخه های اقتصاد متعارف کسب کرده است .

 

بعد از جنگ جهانی دوم برای جبران خسارات وارد شده بر کشورهای درگیر جنگ نظریه توسعه اقتصادی مطرح شد .

ابتدا کشورها به سه دسته تقسیم می شوند :

  1. کشورهای جهان اول : این کشورها صنعتی و پیشرفته بودند و نظام اقتصادی آنها سرمایه داری بود .
  2. کشورهای جهان دوم : این کشورها نسبتا صنعتی و پیشرفته بوده و نظام اقتصادی آنها سوسیالیستی بود.
  3. کشورهای جهان سوم : این کشورها در دوره ما قبل صنعتی قرار داشتند و طیف وسیعی از کشورها را شامل می شدند .
    نظام اقتصادی این کشورها مختلط بود و درجه اختلاط فعالیت های بخش خصوصی و دولتی در هر کدام از آنها متفاوت بود .

 

پس از فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی ، در نظام های اقتصادی کشورهای سوسیالیستی تغییراتی وسیعی صورت گرفت .

 

در حال حاضر جوامع به سه دسته طبقه بندی می شوند :

  1. جوامع مدرن : آن دسته از جوامع که در ورود و همگامی با عصر صنعتی موفق بوده اند .
  2. جوامع سنتی : آن دسته از جوامع متکی بر دهقانی کشاورزی هستند که قبل از عصر نوین تاریخی وجود داشته اند .
  3. جوامع در حال گذر : آن دسته از جوامع که برخی ویژگی ها را از جوامع سنتی و برخی از ویژگی ها را از جوامع مدرن گرفته اند و در آنها انواع دوگانگی وجود دارد .

 

تعریف کلمه رشد

رشد ترجمه کلمه Growth به معنی بزرگ شدن است ، مثل قد ، وزن ، سن و جمعیت .

رشد معنی کمی و عددی دارد و قابل اندازه گیری است .

رشد تغییر کمی هر متغیر طی یک دوره زمانی معین است .

 

تعریف رشد اقتصادی

برای رشد اقتصادی تعریف های متعددی ارائه شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم .

 

شومپیتر رشد را تغییرات آرام و تدریجی در شرایط اقتصادی بلندمدت که در نتیجه افزایش تدریجی در نرخ پس اندازها و جمعیت ایجاد می شود ، می داند .

 

کیندل برگر رشد اقتصادی را فقط به معنای تولید محصول بیشتر به کار می برد .

 

فریدمن رشد را گسترش سیستم اقتصادی در جهات مختلف بدون تغییر در زیر بنای آن می داند .

 

تودارو رشد اقتصادی را فرایند پایداری میداند که در اثر آن ظرفیت تولیدی اقتصاد ، طی زمان افزایش می یابد و سبب افزایش سطح درآمد ملی می شود ، تعریف می کند .

 

بعضی از اقتصاددان مثل آرتور لوئیس رشد و توسعه اقتصادی را به یک معنی به کار برده اند .

 

در تمام تعاریف بالا رشد اقتصادی به عنوان یک پدیده کمی تغییرات در میزان تولید ملی است . این تغییرات ممکن است مثبت یا منفی باشد .

بنابراین رشد اقتصادی هم می تواند مثبت باشد و هم می تواند منفی باشد .

در صورتی که تغییری در تولید صورت نگیرد رشد اقتصادی برابر صفر خواهد بود .

 

در اثر رشد اقتصادی ، کشور قادر خواهد بود نیازهای مصرف کنندگان را بهتر برآورده نماید و استانداردهای زندگی را ارتقاء بخشد .

 

نرخ رشد اقتصادی به صورت زیر محاسبه می شود :

نرخ رشد  GNP =     GNP1 – GNP0      x 100

GNP0

که در آن :

GNP1 تولید ناخالص ملی دوره جاری

GNP0 تولید ناخالص ملی در دوره قبل است .

 

رشد اقتصادی تحت تأثیر دو گروه عوامل افزایش می یابد :
  • افزایش عوامل تولید (نیروی کار ، سرمایه ، زمین و سایر منابع طبیعی) از نظر کمی
  • تخصیص مناسب تر منابع و افزایش کیفیت عوامل تولید

 

رشد سریع اقتصادی ، از جمله هدف های اصلی اقتصاددانان ، برنامه ریزان و سیاست مداران کشورهای در حال گذر در چند دهه اخیر بوده است .چون فکر می کردند که رشد سریع ، عامل اصلی تعیین کننده سطح زندگی است .

در ادامه بخوایند :  تفاوت ساتنا و پایا

در حال حاضر مسائلی نظیر نابرابری درآمد ، فقر و بیکاری نسبت به رشد اولویت بیشتری یافته است.

 

تعریف توسعه اقتصادی

توسعه در لغت به معنی گسترش و بهبود است . در تعاریفی که از توسعه اقتصادی ارائه شده به طور ضمنی به مفهوم بهبود و گسترش وضع اقتصادی کشورها اشاره شده است .

توسعه اقتصادی فقط به رشد اقتصادی محدود نمی شود بلکه در بعد گسترده تری مسائل مربوط به فقر ، نابرابری ، شهر نشینی ، مهاجرت ، بیکاری ، توزیع درآمد و شاخص های اجتماعی را نیز در بر می گیرد .

در حال حاضر مسائل مربوط به بحران انرژی ، کمبود مواد غذایی در کشورهای در حال گذر بحران تراز پرداخت ها ، تلاش و مبارزه کشورهای در حال گذر برای خودکفایی و خود اتکایی جمعی در مقابل جهان توسعه یافته ، فروریزی تصورات آسیب ناپذیری کشورهای توسعه یافته در مقابل کشورهای در حال گذر و پیشنهاد تغییر نظام اقتصادی بین المللی کنونی در زمینه توسعه اقتصادی به وقوع پیوسته است .

 

در مورد توسعه اقتصادی تعاریف متعددی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

شومپیتر توسعه را تغییرات مداوم  و خود به خودی در کشورهای در حال توسعه که بعد از استقلال سیاسی تعادل اقتصادی موجود در اقتصاد را از دست داده اند ، تعریف می کند .

 

میردال می گوید توسعه اقتصادی عبارت است از حرکت یک سیستم یک دست اجتماعی به سمت جلو و همچنین به عقیده وی در توسعه نه تنها روش تولید و توزیع محصولات و حجم تولید مد نظر است بلکه تغییرات در سطح زندگی ، نهادهای جامعه و سیاست ها نیز مورد توجه است .

 

کیندل برگر توسعه اقتصادی را هم تولید بیشتر و هم پیدایش تحول در چگونگی تولید محصول می داند.

به نظر وی مفهوم توسعه از رشد گسترده تر است چون شامل ایجاد تحول در چگونگی تولید و تخصیص مجدد منابع و نیروی کار در تولیدات گوناگون است .

 

به نظر فریدمن توسعه عبارت است از یک روند خلاق و نوآور در جهت ایجاد تغییرات زیر بنایی در سیستم اجتماعی .

 

بلاک معتقد است که : «توسعه اقتصادی عبارت است از دستیابی به تعدادی از هدف های مطلوب از قبیل افزایش بازدهی تولید ، ایجاد برابری های اجتماعی و اقتصادی ، کسب دانش و فن و مهارت های جدید ، بهبود در وضع نهاده ها و یا به طور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون و هماهنگ از سیاست های مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را برطرف سازد . »

 

به نظر جرالد میر توسعه اقتصادی عبارت است از فرایندی که به موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت ،افزایش می یابد .

توسعه اقتصادی مستلزم چیزی بیش از رشد اقتصادی است . توسعه به معنای رشد به اضافه تغییر است .لذا در فراگرد توسعه ابعاد کیفی اساسی تری وجود دارد که فراتر از رشد یا گسترش یک اقتصاد است .

جرالد میر  به این دلیل بر مفهوم بلندمدت تکیه می کند که از نظر وی توسعه افزایش مداوم درآمد واقعی ـ نه افزایش ساده کوتاه مدت آنچه که در دوره پیشرفت چرخه تجاری روی می دهد ـ است .

از نظر جرالد میر توسعه اقتصادی هدف نیست بلکه وسیله ای برای نابودی فقر و ایجاد شرایط بهتر اجتماعی است .

 

برنامه های توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) بر مفهوم و اندازه گیری توسعه بر حسب شاخص توسعه انسانی (HDI) تأکید دارد .

این شاخص نه تنها بر پایه درآمد واقعی ، بلکه بر اساس شاخص های اجتماعی مانند امید به زندگی ، میزان باسوادی بزرگسالان و سال های تحصیلی مبتنی است .

 

تودارو توسعه را فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی تمام مردم می داند .

او به سه جنبه مهم توسعه اشاره دارد :
  1. ارتقای سطح زندگی مردم : یعنی بالارفتن سطح درآمد و مصرف مواد غذایی ، بالارفتن سطح خدمات پزشکی و آموزشی از طریق فرایندهای مناسب رشد اقتصادی .
  2. ایجاد شرایطی که موجب رشد عزت نفس مردم شود : از طریق استقرار نظام ها و نهادهای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی که مشوق شأن و احترام انسان باشد .
  3. افزایش آزادی های مردم در انتخاب : از طریق وسعت بخشیدن به حدود متغیرهای انتخاب آنها به عنوان مثال ، افزایش در تنوع کالا ها و خدمات مصرفی .
در ادامه بخوایند :  تاثیر فرار مالیاتی

 

توسعه پایدار

فرایندی از توسعه که نیازهای نسل کنونی را تأمین می کند ، بدون اینکه توانایی های نسل آینده را برای رفع نیازهایشان به مخاطره اندازد ، توسعه پایدار می گویند .

این تعریف از توسعه پایدار ، اساس مسؤلیت های بین نسلی ساکنان روی زمین است .

یکی از محدودیت های جدی و ثابت توسعه مخصوصا کشورهای آسیایی ، آفریقایی و خاورمیانه ، آب است . برای این کشورها توسعه پایدار نیازمند به کارگیری سیاست های دیگر برای تولید و تخصیص آب است .

سیاست های زیست محیطی بدون همکاری بین المللی به صورت بهینه نخواهد بود .

سیاست های توسعه پایدار در سطح بین الملل به دو دلیل زیر مطرح شده اند :
  1. آلودگی های جهانی یا برون مرزی نظیر دی اکسید کربن یا سوخت هسته ای که موجب آثار خارجی منفی مستقیم همراه با همه مشکلات معروف به سواری مجانی گرفتن در تصمیمات سیاسی می شود .
  2. حتی اگر آلودگی ها کاملا منطقه ای باشند ، همکاری بین المللی برای حفظ محیط زیست در چارچوب رقابت های صنعتی لازم است .

 

تعریف برنامه ریزی اقتصادی

فروپاشی شوروی سابق و ایجاد کشورهای تازه استقلال یافته و گرایش آنها به سمت نظام بازار این باور را در بعضی از افراد ایجاد کرده است که کشورها برای ارتقاء سطح اقتصاد خود نیاز به برنامه ریزی ندارند .

اما تاریخ اقتصادی جهان گواه آن است که هیچ کشور توسعه یافته ای بدون برنامه ریزی توسعه نیافته است . واگذاری فعالیت های اقتصادی به بخش خصوصی و نظام بازار نیز مستلزم برنامه ریزی است .

 

برنامه ریزی توسعه با نظام برنامه ریزی متمرکز متفاوت است .

برنامه به معنی مقررات یا نظامی برای انجام کار یا کارهای معین و برنامه ریزی به معنی عمل یا فرایند یافتن و تنظیم کردن مقررات و نظام برای اجرای یک کار یا رشته ای از کارها می باشد .

 

برای برنامه ریزی نیز تعاریف متعددی وجود دارد که بعضی از آنها را در اینجا می آوریم :

توداردو برنامه ریزی اقتصادی را تلاش آگاهانه دولت در جهت هماهنگ نمودن تصمیمات اقتصادی در بلندمدت ، تأثیرگذاشتن و جهت دادن در برخی موارد حتی کنترل سطح رشد متغیرهای اصلی اقتصادی یک کشور برای رسیدن به یک سلسله هدف های از قبل تعیین شده توسعه می داند .

 

به نظر پروفسور رابیس برنامه ریزی اقتصادی عبارت از کنترل کلی ابعاد فعالیت های بخش خصوصی در تولید و تجارت خارجی است .

 

به نظر اینجانب (مدیر سایت) برنامه ریزی اقتصادی فرایندی است که وضعیت موجود یک کشور را به وضعیت مطلوب تبدیل می کند .

 

وضعیت مطلوب وضعیتی است که که تمام شاخص های توسعه نظیر توسعه انسانی ، تأمین نیازهای انسانی ، اشتغال ، سواد و بهداشت وضعیت مناسبی داشته باشد .

 

برنامه ریزی اقتصادی در سطح کلان صورت می گیرد بنابراین یک فعالیت نهادی است که توسط دولت مرکزی و دستگاه برنامه ریزی صورت می گیرد .

در کشور ما این مسؤلیت بر عهده معاونت برنامه ریزی راهبردی ریاست جمهوری گذاشته شده است .

 

هر کدام از جوامع در حال گذر شرایط خاص سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و جغرافیایی دارند . لذا مشکلات آنها با یکدیگر متفاوت است و نمی توان با ارائه یک الگوی توسعه مشکلات آنها را برطرف نمود .

 

مطالعه الگوهای مختلف به ما کمک می کند تا بتوانیم موارد مثبت هر کدام از آنها را استخراج کنیم و با توجه به شرایط خاص کشور خودمان الگویی بومی و متناسب با مسائل خاص ایران ارائه کنیم .

بنابراین موقع مطالعه هر نظریه باید با دیدی نقادی و ژرف کاوی به آنها نگاه کنیم .