استانداردهای اجرای عملیات

استانداردهای اجرای عملیات

استانداردهای حسابرسی – بخش پنجم

۱-۴- این بخش استانداردهای اجرای عملیات را تعیین و الزامات مربوط به اجرای طرح حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی را ارایه می‌کند.

استانداردهای اجرای عملیات برای حسابرسی‎های عملیاتی، به برنامه‎ریزی حسابرسی، سرپرستی کارکنان، دریافت شواهد کافی و مناسب و تهیه مستندات حسابرسی، مربوط می‎شود.

مفاهیم اطمینان معقول، اهمیت و خطر حسابرسی، چارچوبی را برای کاربرد این استانداردها تشکیل می‎دهد و در تمام مباحث حسابرسی ‎های عملیاتی لحاظ شده است.

 

۲-۴- بخش‎های ۱ تا ۵ این مجموعه برای اجرای حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی، کاربرد دارد.

 

اطمینان معقول:

۳-۴ اجرای حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی، اطمینان معقول فراهم می‎نماید که شواهد زیربنای یافته‎ها و نتیجه‌گیری‌های حسابرسی، کافی و مناسب است.

بنابراین، کافی و مناسب بودن شواهد مورد نیاز و آزمون‎های شواهد، بر اساس اهداف، یافته‎ها و نتایج، متفاوت خواهد بود.

اهداف حسابرسی‎های عملیاتی، دامنه‎ای “محدود” تا “گسترده” دارد و شامل انواع گوناگونی از شواهد با کیفیت‎های متفاوت است. در برخی از خدمات، شواهد کافی و مناسب در دسترس است، اما در برخی دیگر، اطلاعات ممکن است محدود باشد.

قضاوت حرفه‎ای در حین اینکه سطح اطمینان مناسب در مورد کافی و مناسب بودن شواهد به ‎دست آمده برای دستیابی به اهداف حسابرسی را فراهم می‎سازد به حسابرسان در تعیین دامنه و روش ‎شناسی مورد نیاز برای دستیابی به اهداف حسابرسی کمک می‎کند.

(بندهای ۵۵-۴ تا ۷۱-۴ برای بحث درباره ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد ملاحظه شود).

 

اهمیت در حسابرسی عملیاتی:

۴-۴- مفهوم اهمیت در سرتاسر حسابرسی عملیاتی، از‌جمله هنگام تصمیم‎گیری درباره نوع و میزان کار حسابرسی مورد اجرا، ارزیابی نتایج کار حسابرسی، تشریح گزارش و یافته‎ها و نتیجه‌گیری‌های مربوط، به حسابرسان کمک می‎کند.

اهمیت به ‌عنوان اهمیت نسبی یک موضوع در رابطه با زمینه مورد بررسی، شامل عوامل کمی و کیفی، تعریف شده است.

چنین عواملی شامل اهمیت موضوع در ارتباط با موضوع اصلی حسابرسی، ماهیت و تأثیر موضوع، مربوط بودن موضوع، نیازها و علایق شخص ثالث بی‎طرف و آگاه از اطلاعات مربوط و اثر موضوع بر برنامه یا فعالیت مورد حسابرسی می‎شود.

قضاوت حرفه‎ای هنگام ارزیابی ‎اهمیت موضوع‎های مرتبط با اهداف حسابرسی، به حسابرسان کمک می‎کند.

 

خطر حسابرسی:

۵-۴- خطر حسابرسی به معنای احتمال نادرست یا ناقص بودن یافته‎ها، نتیجه‎گیری‎ها، پیشنهادها یا اطمینان حسابرسان، در نتیجه وجود عواملی مانند شواهد ناکافی و/یا نامناسب، فرآیند ناقص حسابرسی، حذف‎های عمدی یا اطلاعات گمراه‎کننده ناشی از ارائه نادرست یا تقلب است.

برآورد خطر حسابرسی دربرگیرنده ملاحظات کمّی و کیفی است.

عواملی مانند چارچوب‎های زمانی، پیچیدگی یا حساسیت کار؛

اندازه برنامه برحسب مبالغ پولی و تعداد شهروندان برخوردار از خدمت، کفایت سیستم‎ها و فرآیندهای واحد مورد حسابرسی برای کشف موارد ناسازگار، اشتباهات یا تقلب‎های با‎ اهمیت، و دسترسی حسابرسان به سوابق نیز بر خطر حسابرسی تأثیر می‎گذارد.

خطر حسابرسی شامل خطری است که حسابرسان خطا، ناسازگاری، اشتباه با‎اهمیت یا تقلب در شواهد پشتوانه حسابرسی را کشف نکنند.

خطر حسابرسی را می‎توان با انجام اقداماتی مانند افزایش دامنه حسابرسی؛ افزودن حسابرسان و کارشناسان و سایر منابع به گروه حسابرسی؛ تغییر روش ‎شناسی برای دستیابی به شواهد بیشتر، کسب شواهد با کیفیت بالاتر یا شکل‎های دیگری از شواهد مؤید یا همسوکردن یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها برای بازتاب شواهد به ‎دست آمده، کاهش داد.

 

برنامه‎ریزی:

۶-۴- حسابرسان باید برنامه‌ریزی کارهای ضروری برای دستیابی به اهداف حسابرسی را به ‎نحو مناسب طراحی و آن را مستند کنند.

 

۷-۴- حسابرسان باید حسابرسی را چنان برنامه‎ریزی کنند که خطر حسابرسی به سطحی مناسب که فراهم‎کننده اطمینان معقول نسبت به کافی و مناسب‎ بودن شواهد برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسان باشد، کاهش یابد.

تصمیم‎گیری در این مورد بر اساس قضاوت حرفه‎ای انجام می‎شود.

در برنامه‎ریزی حسابرسی، حسابرسان بایستی سطح اهمیت و خطر حسابرسی را برآورد کنند و این برآورد‎ها را در تعریف اهداف، دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی برای پیگیری آن اهداف ، به ‎کار گیرند. برنامه‎ریزی، فرآیندی مستمر در سرتاسر حسابرسی است.

بنابراین، حسابرسان ممکن است ضروری بدانند که اهداف، دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی را در جریان تکمیل‎کار، تعدیل کنند.

 

۸-۴- اهداف چیزهایی هستند که حسابرسی برای دستیابی به آنها انجام می‎شود. این اهداف، موضوع اصلی حسابرسی و ابعاد عملکرد مربوط به آن را مشخص می‎کند و ممکن است در برگیرنده یافته‎های بالقوه و عناصر گزارشگری باشد که حسابرسان می‎خواهند آنها را تشریح کنند.

اهداف حسابرسی می‎تواند به ‌عنوان پرسش‎هایی در رابطه با برنامه‎ای ویژه در نظر گرفته شود که حسابرسان بر اساس شواهد به ‎دست‎آمده و ارزیابی شده با معیارهای معین، در پی پاسخگویی به آنها هستند.

 

۹-۴ دامنه، حد و مرز حسابرسی است و به ‎طور مستقیم به اهداف حسابرسی مربوط می‎شود.

دامنه حسابرسی، موضوع اصلی حسابرسی مانند یک برنامه ویژه یا جنبه‎هایی از یک برنامه، اسناد و سوابق لازم، دوره زمانی مورد بررسی، و مکان‎های اجرای عملیات حسابرسی را توضیح می‎دهد که حسابرسان آن را ارزیابی و گزارش می‎کنند.

 

۱۰-۴ روش ‎شناسی، ماهیت و میزان روش‎های حسابرسی برای گردآوری و تحلیل شواهد برای دستیابی به اهداف حسابرسی را تشریح می‎کند.

روش‎های حسابرسی، اقدامات و آزمون‎های ویژه‎ای است که حسابرسان برای دستیابی به اهداف حسابرسی اجرا می کنند.

حسابرسان باید روش ‎شناسی را به‎گونه‎ای طراحی کنند که شواهد کافی و مناسب برای دستیابی به اهداف حسابرسی و کاهش خطر حسابرسی به سطحی قابل پذیرش به ‎دست آید و اطمینان معقول فراهم گردد که شواهد به ‎منظور پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسان، کافی و مناسب است. روش ‎شناسی شامل ماهیت و میزان روش‎های حسابرسی استفاده شده برای دستیابی به اهداف حسابرسی است.

 

۱۱-۴- حسابرسان بایستی خطر حسابرسی و آنچه را که در رابطه با اهداف حسابرسی با ‎اهمیت است با کسب شناخت از موارد زیر برآورد کنند:

الف- ماهیت و شکل برنامه‎ها و نیازهای استفاده‎کنندگان بالقوه از گزارش حسابرسی (بنـدهای ۱۳-۴ تا ۱۵-۴)؛

ب- کنترل‎های داخلی مرتبط با اهداف مشخص و دامنه حسابرسی (بندهای ۱۶-۴ تا ۲۲-۴)؛

پ- کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی برای مقاصد برآورد خطرهای حسابرسی و برنامه ریزی حسابرسی در ارتباط با اهداف حسابرسی (بندهای ۲۳-۴ تا ۲۷-۴)؛

ت- الزامات قانونی و مقرراتی مربوط، مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض، تقلب بالقوه یا سوءاستفاده با‎ اهمیت در رابطه با اهداف حسابرسی (بندهای ۲۸-۴ تا ۳۵-۴)؛ و

ث- نتایج حسابرسی‎های پیشین که به ‎طور مستقیم به اهداف حسابرسی جاری مربوط است (بند ۳۶-۴)؛

 

۱۲-۴ حسابرسان بایستی همچنین هنگام برنامه‎ریزی:

الف- معیارهای بالقوه موردنیاز برای ارزیابی موضوع‎های مشمول حسابرسی را شناسایی کنند (بندهای ۳۷-۴ و ۳۸-۴)؛

ب- منابع شواهد حسابرسی را شناسایی و میزان و نوع شواهد مورد نیاز را با توجه به خطر حسابرسی و اهمیت، تعیین کنند (بندهای ۳۹-۴ و ۴۰-۴)؛

پ- چگونگی استفاده از کار سایر حسابرسان و کارشناسان را برای دستیابی به اهداف حسابرسی معین ارزیابی کنند (بندهای ۴۱-۴ تا ۴۳-۴)؛

ت- کارکنان و کارشناسان کافی با مجموعه صلاحیت حرفه‎ای مناسب را فراهم و سایر منابع لازم برای اجرای حسابرسی را شناسایی کنند؛

ث- در رابطه با برنامه‎ریزی و اجرای حسابرسی با مدیران، ارکان راهبری و سایر افراد مربوط، تبادل‎نظر کنند (بندهای ۴۶-۴ تا ۴۹-۴)؛ و

ج- طرح کلی حسابرسی را تهیه کنند (بندهای ۵۰-۴ و ۵۱-۴).

 

ماهیت و شکل برنامه و نیازهای استفاده‎کنندگان :

۱۳-۴ حسابرسان هنگام برنامه‎ریزی حسابرسی عملیاتی، بایستی از ماهیت برنامه یا اجزای برنامه مورد حسابرسی و استفاده بالقوه‎ای که از نتایج یا گزارش حسابرسی خواهد شد، شناخت به ‎دست آورند.

 

ماهیت و شکل برنامه مورد حسابرسی دربرگیرنده موارد زیر است:

الف- قابلیت رویت، حساسیت و خطرهای مرتبط با برنامه‎ مورد حسابرسی؛

ب- سن و قدمت برنامه یا تغییرات در شرایط آن؛

پ- اندازه‎ برنامه بر حسب جمع مبالغ پولی، تعداد شهروندان تحت تأثیر یا سایر مقیاس‎ها؛

ت- سطح و میزان بررسی یا سایر شکل‎های نظارت مستقل؛

ث- طرح و اهداف راهبردی برنامه؛ و

ج- عوامل یا شرایط برون‎سازمانی که می‎تواند به ‎طور مستقیم بر برنامه تأثیر گذارد.

 

۱۴-۴ گروهی از استفاده‎کنندگان از گزارش حسابرسان، مقامات دولتی هستند که ممکن است اجازه یا درخواست اجرای حسابرسی را داده باشند.

گروه مهم دیگری از استفاده‎کنندگان از گزارش حسابرسان شامل سازمان‎های نظارتی، نهادهای قانونی و افراد مسئول در واحد مورد حسابرسی برای اقدام درباره پیشنهادهای حسابرسان می‌باشد.

سایر استفاده کنندگان بالقوه از گزارش حسابرسان شامل قانون‎گذاران یا سایر مقامات دولت (غیر از اشخاصی که ممکن است اجازه یا درخواست انجام حسابرسی را داده باشند)، رسانه‎ها، گروه‎های ذینفع و شهروندان هستند.

استفاده‎کنندگان بالقوه، افزون بر انتفاع از برنامه، ممکن است توانایی تأثیرگذاری در اجرای آن را داشته باشند.

آگاهی از منافع و نفوذ این گروه از استفاده‎کنندگان بالقوه می‎تواند به حسابرسان در قضاوت نسبت به اینکه آیا یافته‎های احتمالی می‎تواند برای استفاده‎کنندگان ذیربط با‎اهمیت باشد یا خیر، کمک کند.

 

۱۵-۴ کسب شناخت از برنامه مورد حسابرسی، به حسابرسان در برآورد خطرهای مرتبط با برنامه و تأثیر خطرها بر اهداف، دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی کمک می‎کند.

شناخت حسابرسان ممکن است ناشی از دانش پیشین آنان از برنامه یا شناخت آنان از طریق پرس ‎و جوها و مشاهدات انجام شده در برنامه‎ریزی حسابرسی باشد.

دامنه و وسعت این پرس ‎و جوها و مشاهدات می‎تواند با توجه به اهداف حسابرسی و همچنین لزوم شناخت هر یک از جوانب ویژه یک برنامه، متفاوت باشد. این جنبه‎ها به ‌شرح زیر است:

 

الف- قوانین، مقررات و مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض:

برنامه‎های دولت به ‎طور معمول در قانون پیش‎بینی می‎شود و مشمول قوانین و مقررات ویژه است. قوانین و مقررات، به ‌طور معمول آنچه که باید انجام شود، شخصی که باید انجام دهد، هدفی که باید به ‎دست آید، جامعه‎ای که باید به آن خدمات ارائه شود و راهکارهای تأمین مالی و محدودیت‎های مربوط را تعیین می‎کند.

برنامه‎های دولتی ممکن است همچنین مشمول مفاد قراردادها و موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض باشد.

بنابراین، شناخت قوانین و تاریخچه قانونی تعیین یک برنامه و مفاد هرگونه قرارداد یا موافقت‎نامه‎ کمک‎های بلاعوض، می‎تواند برای شناخت خود برنامه، ضرورت داشته باشد. دستیابی به چنین شناختی، یک گام ضروری در شناسایی مفاد قوانین، مقررات، قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض محسوب می‎شود که در رابطه با اهداف حسابرسی، با اهمیت است.

 

ب- هدف کلی و مقصود:

هدف کلی، نتیجه یا اثر موردنظر یا مورد انتظار از عملیات یک برنامه است.

قانون‎گذار به ‎طور معمول هنگام تصویب یک برنامه، هدف کلی آن را تعیین می‎کند. مسئولان واحد مورد حسابرسی ممکن است اطلاعات تفصیلی‎تری را در رابطه با هدف کلی برنامه به ‌منظور پشتیبانی از تصویب آن ارائه نمایند.

گاهی از مسئولان واحد مورد حسابرسی نیز خواسته می‎شود تا اهداف عملکرد و عملیات برنامه شامل ستانده‎ها و پی‎آمدهای آن را تعیین کنند.

حسابرسان ممکن است از هدف کلی و مقاصد تعیین شده برای برنامه به ‌عنوان معیارهایی جهت ارزیابی عملکرد برنامه استفاده نمایند یا معیارهای بیشتری را برای ارزیابی عملکرد به ‌کار گیرند.

 

پ- کنترل‎های داخلی:

کنترل های داخلی که گاهی کنترل مدیریت نامیده می‎شود در مفهوم گسترده خود دربرگیرنده طرح‎های سازمانی، سیاست‎ها، روش‎ها و رویه‎هایی است که توسط مدیریت برای دستیابی به مأموریت، مقاصد و اهداف اتخاذ می‎شود.

کنترل‎های داخلی شامل فرآیندهای برنامه‎ریزی، سازمان‎دهی، هدایت و کنترل عملیات برنامه است.

این کنترل‎ها شامل سیستم‎هایی برای اندازه‎گیری، گزارشگری و نظارت بر عملکرد برنامه است.

کنترل‎های داخلی همچنین به ‎عنوان ابزاری دفاعی برای محافظت از دارایی‎ها و پیشگیری و کشف اشتباهات؛ تقلب؛ تخطی از قوانین و مقررات و مفاد قراردادها و موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض یا سوء‎استفاده به ‎کار می‎رود

(بندهای ۱۶-۴ تا ۲۲-۴ شامل رهنمودهایی درباره کنترل‎های داخلی است).

 

ت- مصارف:

مصارف، مقدار منابعی (درقالب پول، مواد، کارکنان و غیره) است که در یک برنامه مصرف می‎شود. این منابع می‎تواند از داخل یا خارج از واحد مجری برنامه فراهم شده باشد.

اندازه‎گیری منابع مصرف شده می‎تواند دارای ابعادی مختلف مانند بهای تمام شده، زمان و کیفیت باشد. نمونه‎هایی از مقیاس‎های اندازه‎گیری منابع مصرف شده، مبالغ پولی پرداختی، ساعات کار مصرفی کارکنان و متراژ فضای ساختمان مورد استفاده می‎باشد.

 

ث- عملیات برنامه:

عملیات برنامه شامل راهبردها، فرآیندها و فعالیت‎هایی است که مدیریت به ‎منظور تبدیل منابع مصرف شده به ستانده‎ها به ‎کار می‎گیرد. عملیات برنامه ممکن است مشمول کنترل‎های داخلی باشد.

 

ج- ستانده‎ها:

ستانده‎ها نشانگر مقدار کالاها یا خدمات تولید شده توسط یک برنامه است.

برای نمونه اندازه‎گیری ستانده برای یک برنامه آموزش شغلی می‎تواند تعداد کارکنانی باشد که دوره آموزشی را گذرانده‎اند و اندازه‎گیری ستانده برای یک برنامه مراقبت ایمنی پرواز، می‎تواند تعداد بازرسی‎های ایمنی انجام شده باشد.

 

چ- پی‎آمدها:

پی‎آمدها، دستاوردها یا نتایج یک برنامه است.

به ‌عنوان نمونه، اندازه‎گیری پی‎آمد برای یک برنامه آموزش حرفه‎ای می‎تواند درصد افرادی باشد که کار پیدا کرده‎اند و پس از یک دوره زمانی مشخص، هنوز در همان کار اشتغال دارند.

نمونه‎ای از اندازه‎گیری پی‎آمد برای یک برنامه مراقبت ایمنی پرواز، می‎تواند درصد کاهش مشکلات ایمنی مشاهده شده در بازرسی‎های بعدی یا درصد مشکلات اصلاح شده در بازرسی‎های پی‎گیری باشد.

این‎گونه اندازه‎گیری‎های پی‎آمدها، بیانگر میزان پیشرفت در دستیابی به هدف کلی تعیین شده برای برنامه به منظور کمک به شهروندان غیرشاغل در دستیابی به شغل و حفظ آن و اصلاح عملیات ایمنی پرواز است.

پی‎آمدها ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اقتصادی، فیزیکی یا فناوری خارج از برنامه قرار گیرد.

حسابرسان ممکن است رویکرد‎های ناشی از سایر رشته‌های علمی، مانند روش‎های ارزیابی برنامه را به ‎منظور جداسازی آثار برنامه از عوامل مؤثر دیگر به ‎کار گیرند. پی‎آمدها همچنین شامل اثرات غیر‎منتظره و/ یا غیرعمدی مثبت و منفی یک برنامه می‎باشد.

 

کنترل داخلی:

۱۶-۴ حسابرسان بایستی از کنترل‎های داخلی که در رابطه با اهداف حسابرسی با‎ اهمیت است، شناخت به ‎دست آورند.

حسابرسان در خصوص کنترل‎های داخلی که در رابطه با اهداف حسابرسی با ‎اهمیت است، بایستی ارزیابی کنند که آیا کنترل‎های داخلی به ‌گونه‌ای مناسب طراحی و اجرا شده‎ است یا خیر.

حسابرسان برای آن گروه از کنترل‎های داخل که نسبت به اهداف حسابرسی با‎اهمیت به ‌نظر می‌رسد، باید برای کسب شواهد کافی و مناسب به ‌منظور پشتیبانی از ارزیابی خود درباره اثربخشی آن کنترل‎ها برنامه‎ریزی کنند.

کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی اغلب بخشی جدایی‌ناپذیر از کنترل‌های داخلی یک واحد مورد حسابرسی است.

بنابراین، هنگام کسب شناخت از اهمیت کنترل‎های داخلی در رابطه با اهداف حسابرسی، حسابرسان همچنین بایستی تعیین کنند که آیا ارزیابی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی ضرروت دارد یا خیر ,

(بندهای ۲۳-۴ تا ۲۷-۴ برای توضیحات بیشتر در مورد ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی ملاحظه شود).

 

۱۷-۴ حسابرسان ممکن است ماهیت، زمان‎بندی یا میزان روش‎های حسابرسی را بر اساس ارزیابی‎های خود از کنتر‎ل‎های داخلی و نتایج آزمون کنترل‌های داخلی تعدیل نمایند.

در ادامه بخوایند :  اصول اخلاقی حسابرسی

برای نمونه، جنبه‎هایی از برنامه که دارای ضعف‎های کنترلی است، احتمال خطر عدم موفقیت بیشتری دارد. بنابراین، حسابرسان ممکن است رسیدگی‎های خود را در این زمینه‎ها متمرکز سازند.

در مقابل، کنترل‎های مؤثر در واحد مورد حسابرسی ممکن است حسابرسان را به محدودکردن میزان و نوع آزمون حسابرسی مورد نیاز متقاعد سازد.

 

۱۸-۴ حسابرسان ممکن است با پرس ‎و جو، مشاهده، بازبینی مدارک و سوابق، بررسی گزارش‎های سایر حسابرسان یا آزمون‎های مستقیم، از کنترل‎های داخلی شناخت به ‎دست آورند.

روش‎هایی که حسابرسان برای کسب شناخت از کنترل‎های داخلی اجرا می‎کنند، ممکن است بر اساس اهداف و خطر حسابرسی، در هر حسابرسی نسبت به حسابرسی‌های دیگر، متفاوت باشد.

میزان این روش‎ها بر اساس اهداف حسابرسی، خطرها یا مشکلات شناخته شده یا بالقوه کنترل‎های داخلی و شناختی که حسابرسان در حسابرسی‎های پیشین کسب کرده‎اند، متفاوت خواهد بود.

 

۱۹-۴ مطالب زیر درباره انواع اهداف مهم کنترل‎های داخلی است که به حسابرسان در کسب شناخت بهتر از کنترل‎های داخلی و تعیین اینکه آیا آنها نسبت به اهداف حسابرسی با‎اهمیت است یا خیر و به چه میزان،کمک می‎کند.

 

الف- اثربخشی و کارایی عملیات برنامه:

کنترل‎های ناظر بر عملیات برنامه شامل سیاست‎ها و روش‎هایی است که واحد مورد حسابرسی به ‎کار می‎گیرد تا اطمینان معقول فراهم کند که برنامه ضمن توجه به صرفه اقتصادی و کارآیی، به اهداف خود دست می‎یابد.

شناخت این کنترل‎ها می‎تواند در شناخت عملیات برنامه که داده‎ها و منابع مصرف‌شده را به ستانده‎ها و پی‎آمدها تبدیل می‎کند، به حسابرسان کمک نماید.

 

ب- مربوط بودن و اتکاپذیری اطلاعات:

کنترل‎های ناظر بر مربوط بودن و اتکاپذیری اطلاعات شامل سیاست‎ها، روش‎ها و اقداماتی است که مسئولان واحد مورد حسابرسی برقرار می‎کنند تا برای آنان اطمینان معقول فراهم شود ,

که اطلاعات عملیاتی و مالی به‎ کار گرفته شده در تصمیم‎گیری و گزارشگری برون‎سازمانی، مربوط و اتکاپذیر است و در گزارش‎ها به ‎طور مطلوب افشا شده است.

شناخت این کنترل‎ها می‎تواند به حسابرسان کمک کند تا (۱) میزان خطر مربوط و اتکاپذیر نبودن اطلاعات گردآوری شده توسط واحد مورد حسابرسی را برآورد نمایند و (۲) آزمون‎های مناسب اطلاعات را با در نظر گرفتن اهداف حسابرسی طراحی کنند.

 

پ- رعایت قوانین و مقررات لازم‎الاجرا و مفاد قراردادها و موافقت‎نامه‎های کمک‎های‌ بلاعوض:

کنترل‎های ناظر بر رعایت، شامل سیاست‎ها و روش‎هایی است که واحد مورد حسابرسی به ‌منظور دستیابی به اطمینان معقول از اجرای برنامه‎ مطابق با قوانین، مقررات و مفاد قراردادها و موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض به ‎کار می‎گیرد.

شناخت کنترل‎های مربوط به رعایت این‎گونه قوانین و مقررات و مفاد قراردادها و موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض که از نظر حسابرسان در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت تشخیص داده شده است،

می‎تواند در برآورد خطر اعمال غیر قانونی و تخطی از مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض یا سوء‌استفاده‎، به حسابرسان کمک کند.

۲۰-۴ یکی از زیر مجموعه‎های این گروه از اهداف کنترل‎های داخلی، حفاظت از دارایی‎ها و منابع است.

کنترل‎های ناظر بر محافظت از دارایی‎ها و منابع شامل سیاست‎ها و روش‎های برقرار شده توسط واحد مورد حسابرسی به ‌منظور پیشگیری منطقی یا کشف سریع تحصیل، استفاده یا واگذاری غیرمجاز دارایی‎ها و منابع است.

۲۱-۴ در حسابرسی‎های عملیاتی، هنگامی یک نارسایی در کنترل‎های داخلی وجود دارد که طراحی یا عملکرد یک کنترل موجب نشود که مدیریت یا کارکنان در جریان عادی اجرای وظایف محوله به آنان،

(۱) ضعف‎های اثربخشی یا کارایی عملیات، (۲) تحریف در اطلاعات مالی یا عملیاتی، یا (۳) تخطی از قوانین و مقررات را به ‎موقع پیشگیری، کشف یا اصلاح کنند.

یک نارسایی هنگامی در طراحی به وجود می‎آید که :

(الف) کنترل لازم برای دستیابی به هدف کنترلی، پیش‎بینی‎ نشده باشد یا

(ب) یک کنترل موجود به ‎درستی طراحی نشده باشد به ‎طوری که حتی اگر کنترل به همان گونه‌ای که طراحی شده است، عمل کند، به هدف کنترل دست نیابد.

 

نارسایی در عملیات هنگامی به ‌وجود می‎آید که :

(الف) یک کنترل با طراحی درست به همان‎گونه‎ای که طراحی شده است، عمل نکند یا

(ب) هنگامی که شخص اجراکننده کنترل، اختیار یا تخصص‎های لازم برای اجرای اثربخش کنترل را نداشته باشد.

۲۲-۴ حسابرسی داخلی یکی از اجزای مهم راهبری کلی، پاسخگویی و کنترل‌های داخلی است.

یک نقش مهم بسیاری از واحدهای حسابرسی داخلی، فراهم کردن اطمینان معقول از این بابت است که کنترل‎های داخلی برای کاهش خطرها و دستیابی به مقاصد و اهداف برنامه، به ‌گونه‎ای مناسب برقرار شده‎اند.

هنگامی که ارزیابی کنترل‎های داخلی ضرورت می‌یابد، حسابرس ممکن است از کار حسابرسان داخلی در ارزیابی اینکه آیا کنترل‎های داخلی به ‎طور اثربخش طراحی و اجرا می‎شود و از دوباره‎کاری پیشگیری می‎کند یا خیر، استفاده نماید

(بندهای ۴۱-۴ تا ۴۳-۴ در مورد استانداردها و رهنمود درباره استفاده از کار حسابرسان دیگر ملاحظه شود).

 

کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی:

۲۳-۴ شناخت کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی هنگامی اهمیت می‎یابد که این سیستم‎ها به ‎طور گسترده در تمام برنامه‎های مورد حسابرسی به ‎کار گرفته شود و فرآیند‎های تجاری اصلی مرتبط با اهداف حسابرسی، بر سیستم‎های اطلاعاتی متکی باشد.

کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی شامل آن گروه از کنترل‎های داخلی است که به فرآیند پردازش سیستم‎های اطلاعاتی وابسته است و دربرگیرنده کنتر‎ل‎های عمومی و کاربردی می‎باشد.

کنترل‎های عمومی سیستم‎های اطلاعاتی، سیاست‎ها و روش‎هایی است که در مورد همه یا بخش بزرگی از سیستم‎های اطلاعاتی واحد مورد حسابرسی به ‎کار گرفته می‎شود.

کنترل‎های عمومی به اطمینان از عملکرد درست سیستم‎های اطلاعاتی از طریق ایجاد محیطی برای عملکرد درست کنترل‎های کاربردی کمک می‎کند.

کنترل‎های عمومی شامل مدیریت امنیت سیستم‎ها، دسترسی فیزیکی و منطقی، مدیریت پیکربندی، تفکیک وظایف و برنامه‎ریزی برای پیشامدهای احتمالی می‎شود.

کنترل‎های کاربردی که گاهی با ‎عنوان کنترل‎های فرآیند تجاری نامیده می‎شود، کنترل‎هایی است که برای کمک به اطمینان از اعتبار، کامل بودن، درستی و اتکاپذیری معاملات و داده‎ها در جریان پردازش، به ‎طور مستقیم با برنامه‎های کاربردی یکپارچه می‎شود.

کنترل‎های کاربردی دربرگیرنده کنترل‎های ناظر بر داده‎های ورودی، پردازش، ستانده‎ها، داده‎های اصلی، واسط‎های کاربردی و واسط‎های سیستم مدیریت داده‎ها است.

 

۲۴-۴ استفاده یک سازمان از کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی ممکن است فراگیر باشد؛

گرچه، حسابرسان اساساً به آن گروه از کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی توجه دارند که از نظر اهداف حسابرسی با‎اهمیت است.

چنانچه حسابرسان تعیین کنند که ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی به ‌منظور دستیابی به شواهد کافی و مناسب ضرورت دارد، این‎گونه کنترل‎ها نسبت به اهداف حسابرسی با‎اهمیت می‎باشد.

هنگامی‎که کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی از نظر اهداف حسابرسی با‎اهمیت تشخیص داده می‌شود، سپس حسابرسان بایستی اثربخشی طراحی و عملکرد چنین کنترل‎هایی را ارزیابی کنند.

این ارزیابی شامل سایر کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی می‎شود که بر اثربخشی کنترل‎های با‎اهمیت یا اتکاپذیری اطلاعات استفاده شده در اجرای کنترل‎های با‎اهمیت، تأثیر می‎گذارد.

حسابرسان بایستی شناختی کافی از کنتر‎ل‎های سیستم‎های اطلاعاتی به ‎دست آورند که برای برآورد خطر و برنامه‎ریزی حسابرسی در رابطه با اهداف حسابرسی، ضروری است.

 

۲۵-۴ روش‎های حسابرسی برای ارزیابی اثربخشی کنترل‎های با‎اهمیت سیستم‎های اطلاعاتی دربرگیرنده:

(۱) کسب شناخت از سیستم‎های اطلاعاتی و

(۲) شناسایی و ارزیابی کنترل‎های عمومی و کاربردی لازم برای حصول اطمینان از اتکاپذیری اطلاعات موردنیاز برای حسابرسی می‎باشد.

 

۲۶-۴ ارزیابی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی ممکن است همراه با بررسی حسابرسان از کنترل‎های داخلی در ارتباط با اهداف حسابرسی(بندهای ۱۶-۷ تا ۲۲-۷ ملاحظه شود) یا به ‌عنوان یک هدف یا روش حسابرسی مجزا، بسته به اهداف حسابرسی، انجام شود.

بسته به اهمیت کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی نسبت به اهداف حسابرسی، میزان روش‎های حسابرسی برای دستیابی به چنین شناختی ممکن است محدود یا گسترده باشد.

افزون بر این، ماهیت و میزان خطر حسابرسی در ارتباط با کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی تحت تأثیر ماهیت سخت‎افزار و نرم‎افزار مورد استفاده، پیکربندی شبکه‎ها و سیستم‎های واحد مورد حسابرسی و راهبرد سیستم‎های اطلاعاتی آن قرار دارد.

 

۲۷-۴ حسابرسان بایستی مشخص کنند که کدامیک از روش‎های حسابرسی در ارتباط با کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی برای دستیابی به شواهد کافی و مناسب به ‌منظور پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسی، ضرورت دارد.

 

عوامل زیر ممکن است در تعیین این روش‎ها به حسابرسان کمک کند:

الف- میزانی که کنترل‎های داخلی در رابطه با اهداف حسابرسی با اهمیت است، به اتکاپذیری اطلاعات پردازش یا ایجاد شده توسط سیستم‎های اطلاعاتی بستگی دارد.

 

ب- قابلیت دسترسی به شواهد خارج از سیستم اطلاعاتی برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها:

ممکن است برای حسابرسان امکان‎پذیر نباشد که بدون ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی مربوط، به شواهد کافی و مناسب دست یابند.

برای نمونه، چنانچه اطلاعات پشتوانه یافته‎ها و نتایج به ‎دست آمده، توسط سیستم‎های اطلاعاتی تولید شده است یا اتکاپذیری آن به کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی بستگی دارد،

ممکن است اطلاعات پشتوانه یا مؤید کافی یا شواهد مستند، به ‌جز اطلاعات فراهم شده توسط سیستم‎های اطلاعاتی، در دسترس نباشد.

 

پ- رابطه کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی با اتکاپذیری داده‎ها:

برای دستیابی به شواهد مربوط به اتکاپذیری اطلاعات تولید شده توسط رایانه، حسابرسان ممکن است تصمیم بگیرند اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی را به ‌عنوان بخشی از کسب شواهد مربوط به اتکاپذیری داده‎ها ارزیابی کنند.

چنانچه حسابرس به این نتیجه برسد که کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی اثربخش است، ممکن است میزان آزمون مستقیم داده‎ها را کاهش دهد.

 

ت- ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی به ‎عنوان هدف حسابرسی:

هنگامی که ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی به ‎طور مستقیم بخشی از هدف حسابرسی است، حسابرسان بایستی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی لازم برای پیگیری اهداف حسابرسی را آزمون نمایند.

برای نمونه، حسابرسی ممکن است شامل ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی مرتبط با سیستم‎ها، تسهیلات یا سازمان‎های معین باشد.

 

الزامات قوانین و مقررات، مفاد قرارداد‎ها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض، تقلب یا سوء‎استفاده

الزامات قوانین و مقررات، مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض:

۲۸-۴ حسابرسان بایستی تعیین‎ کنند که کدامیک از قوانین، مقررات و مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت است و خطر توانایی وقوع تخطی از قوانین، مقررات و مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض را برآورد کنند.

حسابرسان بایستی بر اساس برآورد خطر، روش‎هایی را برای فراهم‎کردن اطمینان معقول از کشف موارد تخطی از الزامات قوانین و مقررات یا تخطی از مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض که در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت است، طراحی و اجرا کنند.

 

۲۹-۴ برآورد حسابرسان از خطر حسابرسی ممکن است تحت تأثیر عواملی مانند پیچیدگی یا جدیدبودن قوانین، مقررات و مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض باشد.

برآورد حسابرسان از خطر حسابرسی همچنین ممکن است تحت تأثیر این موضوع قرار گیرد که آیا واحد مورد حسابرسی کنترل‎هایی را دارد که در پیشگیری یا کشف تخطی از قوانین، مقررات و مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض، اثربخش باشد یا خیر.

چنانچه حسابرسان شواهد کافی و مناسب در مورد اثربخش بودن این کنترل‎ها به ‎دست آورند، می توانند میزان آزمون‎های رعایت خود را کاهش دهند.

 

تقلب:

۳۰-۴ در برنامه‎ریزی حسابرسی، حسابرسان بایستی خطرهای ارتکاب تقلب را که در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت است، برآورد نمایند.

اعضای گروه حسابرسی بایستی خطرهای تقلب، شامل عواملی مانند انگیزه‎های فردی یا فشارهای وارده برای ارتکاب تقلب، فرصت‎های ارتکاب تقلب و توجیهات یا گرایش‎هایی که می‎تواند موجب ارتکاب تقلب توسط افراد شود را در داخل گروه مورد بحث قرار دهند.

حسابرسان بایستی اطلاعات لازم برای شناسایی خطرهای تقلب را که در دامنه اهداف حسابرسی با‎اهمیت است یا می‎تواند بر یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها تأثیرگذار باشد، گردآوری و ارزیابی کنند.

برای نمونه حسابرسان ممکن است اطلاعاتی را از طریق مذاکره با مسئولان واحد مورد حسابرسی یا از طریق سایر روش‎ها برای تعیین میزان آسیب‎پذیری برنامه جهت ارتکاب تقلب، وضعیت کنترل‎های داخلی برقرار شده در واحد مورد حسابرسی

به ‌منظور پیشگیری و کشف تقلب یا خطر توانایی زیرپاگذاشتن کنترل‎های داخلی توسط مسئولان واحد مورد حسابرسی، به ‎دست آورند. نگرش تردید حرفه‎ای در برآورد این خطرها در تعیین اینکه کدامیک از عوامل یا خطرها می‎تواند اثری با‎اهمیت بر اهداف حسابرسی داشته باشد، به حسابرسان کمک می‎کند.

 

۳۱-۴ هنگامی‎ که حسابرسان عوامل یا خطرهای مرتبط با تقلب را که روی داده است یا امکان دارد روی دهد و به باور آنها در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت است، شناسایی می‎کنند، آنان بایستی روش‎هایی را برای فراهم‎کردن اطمینان معقول از کشف چنین تقلبی طراحی نمایند.

برآورد خطر تقلب، یک فرآیند مستمر در جریان حسابرسی است و نه تنها به برنامه‎ریزی حسابرسی بلکه به ارزیابی شواهد به ‎دست آمده در جریان حسابرسی نیز مربوط می‎شود.

 

۳۲-۴ هنگامی‎که اطلاعاتی توجه حسابرسان را به خود جلب می‎کند که بیانگر امکان ارتکاب تقلب با‎اهمیت در رابطه با اهداف حسابرسی است، حسابرسان بایستی اقدامات و روش‎های حسابرسی را برحسب ضرورت برای:

(۱) تعیین اینکه آیا تقلب احتمالاً روی داده است یا خیر و

(۲) در صورت رخداد، تعیین آثار آن بر یافته‎های حسابرسی، توسعه دهند.

هنگامی‎که احتمال ارتکاب تقلب در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت نیست، حسابرسان ممکن است کار حسابرسی بیشتر را به ‎عنوان خدمتی جداگانه انجام دهند یا موضوع را به سایر اشخاص دارای مسئولیت نظارت یا اختیار قانونی ارجاع دهند.

 

سوءاستفاده:

۳۳-۴ سوءاستفاده در مقایسه با رفتار فردی دوراندیش که با توجه به واقعیات و شرایط موجود، انجام آن ‎را در اداره امور تجاری، منطقی و لازم می‎داند، رفتاری نادرست و ناشایست است.

سوءاستفاده همچنین شامل کاربرد نادرست اختیار یا جایگاه سازمانی برای منافع مالی شخصی یا خویشاوندان نزدیک یا درجه یک یا شریک تجاری می‎باشد.

سوءاستفاده لزوماً شامل تقلب، تخطی از قوانین، مقررات یا مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض نیست…

۳۴-۴ اگر حسابرسان در جریان حسابرسی، از سوءاستفاده‎ای آگاه شوند که می‎تواند از نظر کمّی یا کیفی نسبت به برنامه مورد حسابرسی با‎اهمیت باشد، آنان بایستی روش‎های حسابرسی را به ‎ویژه در جهت تأیید اثر بالقوه آن سوءاستفاده‎ بر برنامه مورد حسابرسی مرتبط با اهداف حسابرسی اجرا کنند. پس از انجام کار بیشتر، حسابرسان ممکن است کشف کنند که سوءاستفاده نشانگر تقلب یا فعالیت‎های غیرقانونی بالقوه است. به ‌علت ذهنی بودن تشخیص سوءاستفاده، حسابرسان ملزم به فراهم نمودن اطمینان معقول درباره کشف سوءاستفاده نیستند.

 

بررسی‎ها یا پیگیری‎های قانونی مستمر:

۳۵-۴ پرهیز از تداخل با بررسی‎ها یا اقدامات قانونی در پیگیری نشانه‎های تقلب، فعالیت‎های غیرقانونی، تخطی از مفاد قرارداد یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض یا موارد سوءاستفاده، دارای اهمیت است.

قوانین، مقررات یا سیاست‎ها ممکن است حسابرسان را ملزم کند که:

نشانه‎های برخی انواع تقلب، فعالیت‎های غیرقانونی، تخطی از مفاد قراردادها یا موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض، یا سوءاستفاده را پیش از اجرای روش‎های حسابرسی بیشتر به مأمورین تحقیق و یا مقامات مجری قانون گزارش کنند.

هنگامی که بررسی‎ها یا پیگیری‎های قانونی آغاز شده و در دست اجرا است، حسابرسان بایستی تأثیر آنها را بر اهداف حسابرسی جاری ارزیابی کنند.

در ادامه بخوایند :  استانداردهای حسابرسی عملیاتی

در برخی موارد، ممکن است برای حسابرسان مناسب باشد که با بررسی‎کنندگان و یا مقامات قانونی همکاری یا از کار کناره‌گیری کنند یا برای پیشگیری از تداخل با بررسی، کار بیشتر در مورد حسابرسی یا بخشی از حسابرسی را به ‌تعویق بیندازند.

 

حسابرسی‎های پیشین:

۳۶-۴ حسابرسان بایستی ارزیابی کنند که آیا واحد مورد حسابرسی اقدامات اصلاحی مناسب برای پیگیری یافته‎ها و پیشنهادهای خدمات پیشین که در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت می‎باشد را انجام داده است یا خیر.

هنگام برنامه‎ریزی حسابرسی، حسابرسان بایستی از مدیریت واحد مورد حسابرسی درخواست کنند حسابرسی‎های عملیاتی یا سایر بررسی‎های پیشین را که به ‌طور مستقیم به اهداف حسابرسی مربوط می‎شود،

از‌جمله اینکه آیا پیشنهادهای مربوط اجرا شده است یا خیر، مشخص سازد. حسابرسان بایستی از این اطلاعات در برآورد خطر و تعیین ماهیت، زمان‎بندی و میزان کار حسابرسی جاری شامل تعیین میزان کاربرد آزمون اجرای اقدامات اصلاحی برای اهداف حسابرسی جاری، استفاده کنند.

 

شناسایی معیارهای حسابرسی:

۳۷-۴ حسابرسان بایستی معیارها را شناسایی کنند.

معیار بیانگر قوانین، مقررات، مفاد قراردادها، موافقت‎نامه‎های کمک‎های بلاعوض، استانداردها، مقیاس‎های اندازه‎گیری‎، عملکرد مورد انتظار، فعالیت‎های تجاری تعریف شده و محک‎زنی‎هایی است که عملکرد با آن مقایسه یا ارزیابی می‎شود.

معیار، وضعیت مورد نیاز یا مطلوب یا مورد انتظار در رابطه با برنامه یا عملیات را شناسایی می‎کند.

معیار، زمینه‎ را برای ارزیابی شواهد و شناخت یافته‎ها، نتیجه‎گیری‎ها و پیشنهادهای مندرج در گزارش فراهم می‎سازد. حسابرسان بایستی از معیارهایی استفاده کنند که به اهداف حسابرسی مربوط است و ارزیابی متناسب با موضوع حسابرسی را میسر می‎سازد.

 

۳۸-۴ نمونه‎هایی از معیارها به ‌شرح زیر است:

الف- هدف کلی یا مقاصد تعیین شده در قانون یا مقررات یا مقرر شده توسط مسئولان واحد مورد حسابرسی؛

ب- سیاست‎ها و روش های مقرر شده توسط مسئولان واحد مورد حسابرسی؛

پ- استانداردها و هنجار‎های فنی؛

ت- دیدگاه های کارشناسان؛

ث- عملکرد دوره‎های پیشین؛

ج- اقدامات تجاری تعریف شده؛

چ- شرایط قراردادها یا کمک‎های بلاعوض؛ و

ح- عملکرد سایر واحدها یا بخش‎ها که به ‌عنوان معیارهای مشخص استفاده شده است.

 

شناسایی منابع، میزان و نوع شواهد مورد نیاز:

۳۹-۴ حسابرسان بایستی منابع بالقوه اطلاعاتی را که می‎تواند به ‌عنوان شواهد به ‌کار گرفته شود، شناسایی کنند.

حسابرسان بایستی مقدار و نوع شواهد مورد نیاز برای دستیابی به شواهد کافی و مناسب به ‌منظور پیگیری اهداف حسابرسی را تعیین و کار حسابرسی را به ‎گونه‌ای مناسب برنامه‎ریزی کنند.

۴۰-۴ چنانچه حسابرسان بر این باورند که امکان دارد شواهد کافی و مناسب در دسترس نباشد، ممکن است به ‎بازنگری اهداف حسابرسی بپردازند

یا دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی را تعدیل کنند و روش‎های جایگزین را برای کسب شواهد بیشتر یا سایر اشکال شواهد به ‌منظور دستیابی به اهداف حسابرسی جاری تعیین نمایند.

حسابرسان همچنین بایستی ارزیابی کنند که آیا نبود شواهد کافی و مناسب، ناشی از نارسایی کنترل‎های داخلی یا سایر ضعف‎های برنامه است و آیا نبود شواهد کافی و مناسب می‎تواند مبنایی برای یافته‎های حسابرسی باشد یا خیر

(بندهای ۵۵-۴ تا ۷۱-۴ در مورد استانداردهای مربوط به شواهد ملاحظه شود).

 

استفاده از کار دیگران:

۴۱-۴ حسابرسان بایستی تعیین‎ کنند که آیا حسابرسان دیگر، حسابرسی‎های برنامه را که می‎تواند با اهداف حسابرسی جاری مرتبط باشد، اجرا کرده‎اند یا اجرا می‌کنند یا خیر.

نتایج کار حسابرسان دیگر ممکن است منابع اطلاعاتی سودمندی برای برنامه‎ریزی و اجرای حسابرسی باشد.

اگر حسابرسان دیگر حوزه‎هایی را شناسایی کرده‎اند که کار یا پیگیری حسابرسی بیشتری را توجیه می‎کند، کار آنان ممکن است بر انتخاب حسابرسان در مورد اهداف، دامنه و روش ‎شناسی تأثیر بگذارد.

۴۲-۴ چنانچه حسابرسان دیگر، کار حسابرسی را در ارتباط با اهداف حسابرسی جاری تکمیل کرده‎اند، حسابرسان جاری ممکن است بتوانند از کار حسابرسان دیگر برای پشتیبانی از یافته‎ها یا نتیجه‌گیری‎های حسابرسی استفاده کنند و در نتیجه، از دوباره‎کاری دوری گزینند.

چنانچه حسابرسان از کار حسابرسان دیگر استفاده می‎کنند، بایستی روش‎هایی را اجرا کنند که مبنایی مناسب جهت استفاده از آن کار را فراهم نماید.

حسابرسان بایستی شواهدی را درباره صلاحیت حرفه‎ای و استقلال حسابرسان دیگر به ‎دست آورند و مشخص کنند که آیا دامنه، کیفیت و زمان‎بندی کار حسابرسی اجرا شده توسط حسابرسان دیگر برای اتکا، در رابطه با اهداف حسابرسی جاری، کافی است یا خیر.

روش‎هایی که حسابرسان ممکن است برای این تصمیم‎گیری اجرا کنند دربرگیرنده بررسی گزارش حسابرسی، برنامه حسابرسی یا مستندات حسابرسی حسابرسان دیگر و/ یا اجرای آزمون‎هایی از کار حسابرسان دیگر است.

ماهیت و میزان شواهد مورد نیاز به اهمیت کار حسابرسان دیگر در رابطه با اهداف حسابرسی جاری و میزان استفاده حسابرسان از آن کار، بستگی دارد.

۴۳-۴ برخی از حسابرسی‎ها ممکن است برای به ‎کارگیری فنون یا روش‎های تخصصی به مهارت‎های کارشناسان نیاز داشته باشد.

چنانچه حسابرسان بخواهند از کار کارشناسان استفاده کنند، بایستی از صلاحیت‎های حرفه‎ای و استقلال آنان شناخت به ‎دست آورند. (بند ۵-۳ درباره ملاحظات مربوط به استقلال هنگام استفاده از کار دیگران ملاحظه شود).

ارزیابی صلاحیت‎های حرفه‎ای کارشناسان دربرگیرنده موارد زیر است:

الف- گواهی‎نامه یا جواز حرفه‎ای یا سایر موارد به رسمیت شناختن صلاحیت کارشناسان در رشته تخصصی خود، در صورت لزوم؛

ب- خوشنامی و اعتبار کارشناسان از دید هم پیشگان و سایر افراد آشنا با توانایی‎ها یا عملکرد کارشناسان؛

پ- تجربه و سابقه کار پیشین کارشناسان در ارتباط با موضوع حسابرسی؛ و

ت- تجربه پیشین حسابرسان در استفاده از کار کارشناسان.

 

تخصیص کارکنان و سایر منابع:

۴۴-۴ مدیریت حسابرسی بایستی کارکنان و کارشناسان کافی که در مجموع دارای صلاحیت‎های حرفه‎ای مناسب باشند را برای انجام حسابرسی اختصاص دهد (بند ۴۳-۳ برای بحث درباره استفاده از کارشناسان در حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی ملاحظه شود).

 

در تخصیص کارکنان برای یک کار حسابرسی، موارد زیر در کنار مسائل دیگر مورد توجه قرار می‎گیرد:

الف- تخصیص کارکنان و کارشناسان با مجموعه‎ای از دانش، مهارت‎ها و تجارب مناسب برای کار؛

ب- تخصیص تعداد کافی از سرپرستان و کارکنان به کار حسابرسی؛

پ- فراهم ساختن آموزش‎های ضمن کار برای کارکنان؛ و

ت- به کارگیری کارشناسان در هنگام ضرورت.

 

۴۵-۴ حسابرسان چنانچه قصد استفاده از کار یک کارشناس را داشته باشند، بایستی ماهیت و دامنه کاری که توسط کارشناس اجرا می‎شود، از‌جمله موارد زیر را مستند کنند:

الف- اهداف و دامنه کار کارشناس؛

ب- استفاده مورد نظر از کار کارشناسان برای پشتیبانی از اهداف حسابرسی؛

پ- روش‎ها و یافته‎های کارشناس به گونه‌ای که با سایر روش‎های حسابرسی برنامه‎ریزی شده ، ارزیابی و مرتبط شده باشد؛ و

ت- مفروضات و روش‎های به کار گرفته شده توسط کارشناس.

 

اطلاع رسانی به مدیریت، ارکان راهبری و دیگران:

۴۶-۴حسابرسان بایستی درباره اهداف، دامنه، روش ‎شناسی و زمان‎بندی حسابرسی عملیاتی برنامه‎ریزی شده و گزارشگری آن (شامل هرگونه محدودیت‎ بالقوه در مورد گزارش) به افراد زیر، به ‌گونه‎ای مناسب، اطلاع رسانی کنند:

الف- مدیریت واحد مورد حسابرسی، شامل مدیران دارای اختیار و مسئولیت کافی برای اجرای اقدامات اصلاحی در برنامه‎ یا فعالیت مورد حسابرسی؛

ب- ارکان راهبری واحد مورد حسابرسی ؛

پ- افراد طرف قرارداد یا درخواست‎کنندگان خدمات حسابرسی مانند مسئولان طرف قرارداد یا دریافت‎کنندگان کمک‎های دولتی؛ و

ت- مراجع ذیصلاح در مواردی که حسابرسان، حسابرسی را متعاقب وضع قوانین یا مقررات اجرا می‎کنند.

 

۴۷-۴ در شرایطی که ارکان راهبری واحد مورد حسابرسی به‌ روشنی مشخص نیست، حسابرسان بایستی فرآیندهای طی شده و نتایج به ‎دست آمده برای شناخت ارکان راهبری را مستند کنند.

 

۴۸-۴ تعیین شکل، محتوا و دفعات اطلاع‌رسانی، یک موضوع مرتبط با قضاوت حرفه‎ای است، اگرچه اطلاع‌رسانی‌‎های مکتوب ارجحیت دارد. نحوه اطلاع رسانی ممکن است در قرارداد حسابرسی درج شود. حسابرسان بایستی این‎گونه اطلاع رسانی را مستند سازند.

 

۴۹-۴ اگر یک حسابرسی پیش از تکمیل آن خاتمه یابد و گزارش حسابرسی صادر نشود، حسابرسان بایستی نتایج کار تا تاریخ پایان کار و علت خاتمه حسابرسی را مستند سازند.

تصمیم‎گیری درباره اینکه آیا دلیل خاتمه حسابرسی به ارکان راهبری و مسئولان مناسب در واحد مورد حسابرسی، افراد طرف قرارداد یا درخواست‎کنندگان حسابرسی و سایر مسئولان مناسب در واحد مورد حسابرسی اطلاع رسانی شود یا خیر و چگونه، به واقعیت‎ها و شرایط موجود بستگی خواهد داشت و از این‎رو، یک موضوع مرتبط با قضاوت حرفه‎ای است.

 

تهیه طرح حسابرسی:

۵۰-۴ حسابرسان باید برای هر حسابرسی، یک طرح حسابرسی مکتوب تهیه کنند.

شکل و محتوای طرح حسابرسی مکتوب ممکن است در انواع حسابرسی‎ها متفاوت باشد و امکان دارد شامل راهبرد حسابرسی، برنامه حسابرسی، کاربرگ‎های برنامه‎ریزی حسابرسی یا دیگر مستندات مناسب در مورد تصمیم‎گیری‎های‎ مهم درباره اهداف، دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی و مبانی این تصمیم‎گیری‌‎ها باشد. حسابرسان بایستی این طرح را در جریان حسابرسی، در صورت ضرورت، برای بازتاب هرگونه تغییر با‎اهمیت به وجود آمده در آن، به ‎روز کنند.

 

۵۱-۴ یک طرح حسابرسی مکتوب فرصتی را برای مدیریت مؤسسه حسابرسی به ‌منظور نظارت بر برنامه‎ریزی حسابرسی و تعیین موارد زیر فراهم می‎سازد:

الف- آیا امکان دارد اهداف پیشنهادی حسابرسی به گزارشی سودمند بینجامد یا خیر؛

ب- آیا طرح حسابرسی خطرهای مربوط را به ‎طور مناسب مورد توجه قرار می‎دهد یا خیر؛

پ- آیا دامنه و روش ‎شناسی پیشنهادی حسابرسی برای پیگیری اهداف حسابرسی، مناسب است یا خیر؛

ت- آیا امکان دارد شواهد در دسترس برای دستیابی به اهداف حسابرسی، کافی و مناسب باشد یا خیر؛ و

ث- آیا کارکنان، سرپرستان و کارشناسان دارای صلاحیت حرفه‎ای مناسب در مجموع و سایر منابع برای انجام حسابرسی و رعایت چارچوب زمانی مورد انتظار برای تکمیل کار، در دسترس می‎باشد یا خیر.

 

سرپرستی:

۵۲-۴ سرپرستان حسابرسی یا افرادی که برای سرپرستی حسابرسان تعیین شده‎اند، باید کارکنان حسابرسی را به ‌درستی سرپرستی کنند.

 

۵۳-۴ سرپرستی حسابرسی شامل فراهم سازی رهنمود و هدایت کافی برای کارکنان تعیین شده جهت کار حسابرسی به ‎منظور دستیابی به اهداف حسابرسی و پیروی از استانداردهای لازم‎الاجرا در هنگام آگاه‎شدن از مشکلات با‎اهمیت پیش‎رو، بررسی کار انجام شده و فراهم ساختن آموزش مؤثر ضمن کار می‎باشد.

 

۵۴-۴ ماهیت و میزان سرپرستی کارکنان و بررسی کار حسابرسی ممکن است با توجه به عواملی مانند اندازه موسسه حسابرسی، اهمیت کار و تجربه کارکنان، متفاوت باشد.

 

دستیابی به شواهد کافی و مناسب:

۵۵-۴ حسابرسان باید شواهد کافی و مناسب به ‎منظور فراهم‎کردن مبنایی معقول برای یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های خود به ‎دست آورند.

 

۵۶-۴ مفهوم شواهد کافی و مناسب، جزئی جدایی‎ناپذیر از هر حسابرسی است.

مناسب بودن، مقیاس کیفیت شواهد است که شامل مربوط‎بودن، اعتبار و اتکاپذیری شواهد برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های مرتبط با اهداف حسابرسی می‎باشد.

در ارزیابی کلی مناسب بودن شواهد، حسابرسان بایستی ارزیابی کنند که آیا شواهد مربوط، معتبر و اتکاپذیر است یا خیر.

کافی بودن، مقیاس کمیت شواهد استفاده شده به ‌منظور پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های مرتبط با اهداف حسابرسی است.

حسابرسان در ارزیابی کافی بودن شواهد بایستی تعیین کنند که آیا شواهد کافی به ‎منظور متقاعد کردن فردی آگاه در مورد منطقی بودن یافته‎ها به ‎دست آمده است یا خیر.

 

۵۷-۴ حسابرسان در ارزیابی شواهد بایستی ارزیابی کنند که آیا شواهد به ‎دست آمده درمجموع برای دستیابی به اهداف حسابرسی و پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها، کافی و مناسب است یا خیر.

اهداف حسابرسی ممکن است بسیار متفاوت باشد، همان‎گونه که ممکن است سطح کار مورد نیاز برای ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد برای دستیابی به اهداف، متفاوت باشد.

برای نمونه، حسابرسان برای تعیین مناسب بودن شواهد، ممکن است اتکاپذیری آن را از طریق کسب شواهد پشتیبان، استفاده از آزمون آماری یا کسب شواهد مؤید، آزمون کنند. مفاهیم خطر حسابرسی و اهمیت، به حسابرسان در ارزیابی شواهد حسابرسی کمک می‎کند.

 

۵۸-۴ قضاوت حرفه‎ای به حسابرسان در تعیین کافی و مناسب بودن مجموعه شواهد به ‎دست آمده کمک می‎کند.

تفسیر، تلخیص یا تحلیل شواهد به ‎طور معمول در فرآیند تعیین کافی و مناسب بودن شواهد و گزارشگری نتایج کار حسابرسی به ‎کار می‎رود.

در هنگام ضرورت، حسابرسان ممکن است از روش‎های آماری برای تحلیل و تفسیر شواهد به منظور ارزیابی کفایت آن استفاده کنند.

 

مناسب بودن:

۵۹-۴ مناسب بودن، معیار کیفیت شواهد می‎باشد که شامل مربوط بودن، اعتبار و اتکاپذیری شواهد استفاده شده برای دستیابی به اهداف حسابرسی و پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها است

(بند ۳-۴ پیوست برای رهنمود بیشتر درباره ارزیابی مناسب‎بودن شواهد مرتبط با اهداف حسابرسی ملاحظه شود):

الف- مربوط بودن به میزانی که شواهد رابطه‌ای منطقی با موضوع مورد نظر و نسبت به آن اهمیت دارد، اشاره می کند؛

ب- اعتبار به میزان اتکای شواهد بر پایه استدلال درست یا اطلاعات صحیح، اشاره دارد؛ و

پ- اتکاپذیری به یکنواختی نتیجه‎گیری‎ها هنگام اندازه‎گیری یا آزمون اطلاعات اشاره دارد و شامل مفاهیم تأیید‎پذیری یا پشتیبانی‎کننده می‎باشد.

 

۶۰-۴ انواع و منابع متفاوتی از شواهد وجود دارد که حسابرسان ممکن است، بسته به اهداف حسابرسی، به ‎کار گیرند.

شواهد ممکن است با مشاهده، پرس ‎و جو یا بازبینی به ‎دست آیند. هر نوع از شواهد دارای موارد قوت و ضعف مربوط به خود است (بند ۲-۴ پیوست برای رهنمود بیشتر درباره انواع شواهد ملاحظه شود).

مقایسه‎های زیر در قضاوت پیرامون مناسب بودن شواهد، سودمند است. هرچند این مقایسه‎ها به ‌تنهایی برای تعیین مناسب‎بودن کافی نیست.

ماهیت و انواع شواهد برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسان از موضوع‎های قضاوت حرفه‎ای حسابرسان بر مبنای اهداف و خطر حسابرسی است.

الف- شواهد به ‎دست آمده هنگام اثربخش بودن کنترل‎های داخلی، به ‎طور معمول اتکاپذیرتر از شواهد به ‎دست آمده هنگام ضعف یا نبود کنترل‎های داخلی است؛

ب- شواهد به ‎دست آمده از طریق آزمون‎های وارسی سوابق و دارایی‌های مشهود، مشاهده، محاسبه و ارائه مجدد و بازدید مستقیم حسابرسان، به ‎طور معمول اتکاپذیرتر از شواهد به ‎دست آمده به ‎طور غیرمستقیم است؛

پ- آزمون مدارک اصل، به ‎طور معمول اتکاپذیرتر از آزمون تصاویر آنها است؛

ت- شواهد شفاهی به ‎دست آمده در شرایطی که اشخاص ممکن است آزادانه صحبت کنند، عموماً اتکاپذیرتر از شواهدی است که در شرایط تهدید افراد به ‎دست می‎آید؛

ث- شواهد شفاهی به ‎دست آمده از افراد بی‎غرض و کسانی که به ‎طور مستقیم درباره موضوع مورد حسابرسی شناخت کافی دارند، عموماً اتکاپذیرتر از شواهد به ‎دست آمده از افراد مغرض یا دارای شناخت غیرمستقیم یا جزئی نسبت به موضوع مورد حسابرسی است؛ و

ج- شواهد به ‎دست آمده از اشخاص ثالث آگاه، معتبر و بی‎غرض، عموماً اتکاپذیرتر از شواهد به ‌دست آمده از مدیریت واحد مورد حسابرسی یا افراد دارای منافع مستقیم در آن واحد است.

 

۶۱-۴ شواهد شفاهی ممکن است در تفسیر یا تأیید اطلاعات مستند یا عینی مفید باشد.

حسابرسان بایستی بی‎طرفی، اعتبار و اتکاپذیری شواهد شفاهی را ارزیابی کنند. شواهد مستند ممکن است برای کمک به اثبات، پشتیبانی یا نقد شواهد شفاهی به ‌کار رود.

در ادامه بخوایند :  دفتر روزنامه

 

۶۲-۴ مطالعات میدانی به ‎طور معمول اطلاعات خود گزارش درباره شرایط یا برنامه‎های موجود فراهم می‎سازد.

ارزیابی چگونگی طراحی و مدیریت مطالعات میدانی، به حسابرسان در ارزیابی بی‎طرفی، اعتبار و اتکاپذیری اطلاعات خود گزارش کمک می‎کند.

 

۶۳-۴ هنگام استفاده از نمونه‎گیری، روش مناسب انتخاب نمونه، به اهداف حسابرسی بستگی خواهد داشت.

هنگامی‎که به نمونه‎ معرف جامعه آماری نیاز است، استفاده از رویکردهای نمونه‌گیری آماری به ‎طور‌معمول به شواهدی قوی‎تر از شواهد به ‎دست آمده از تکنیک‎های غیرآماری می‎انجامد.

هنگامی‎که به نمونه‎ معرف جامعه آماری نیاز نیست، چنانچه حسابرسان برخی عوامل خطر یا معیارهای دیگر را برای هدفمند‎کردن یک انتخاب، مجزا کرده باشند، انتخاب هدفمند ممکن است مؤثر باشد.

 

۶۴-۴ هنگامی‎که حسابرسان از اطلاعات گردآوری شده توسط مسئولان واحد مورد حسابرسی به ‌عنوان بخشی از شواهد خود استفاده می‎کنند، آنان بایستی مشخص کنند که مسئولان واحد مورد حسابرسی یا حسابرسان دیگر چگونه در مورد اتکاپذیری اطلاعات، اطمینان یافته‎اند.

حسابرسان ممکن است اجرای آزمون روش‎های مدیریت به منظور کسب اطمینان یا اجرای آزمون مستقیم اطلاعات را ضروری تشخیص دهند. ماهییت و میزان روش‌‎های حسابرسان به اهمیت اطلاعات مرتبط با اهداف حسابرسی و ماهیت اطلاعات مورد استفاده بستگی خواهد داشت.

 

۶۵-۴ حسابرسان بایستی کافی و مناسب‎بودن اطلاعات پردازش شده توسط رایانه را ارزیابی کنند، صرف‎نظر از اینکه این اطلاعات برای حسابرسان فراهم شده است یا حسابرسان آنها را به ‎طور مستقل استخراج کرده‎اند.

ماهیت، زمان‎بندی و میزان روش‎های حسابرسی برای ارزیابی کافی و مناسب بودن اطلاعات، تحت تأثیر اثربخشی کنترل‎های داخلی ناظر بر اطلاعات، دربرگیرنده کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی و اهمیت اطلاعات و سطح جزئیات ارائه شده در یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسان،

با توجه به اهداف حسابرسی است (بندهای ۲۳-۴ تا ۲۷-۴برای بحث بیشتر درباره ارزیابی اثربخشی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی ملاحظه شود).

 

کافی بودن:

۶۶-۴ کافی بودن، معیار کمیت شواهد استفاده شده به ‌منظور پیگیری اهداف حسابرسی و پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها است.

کافی بودن همچنین به مناسب بودن شواهد بستگی دارد. حسابرسان در تعیین کافی بودن شواهد، بایستی مشخص کنند که آیا شواهد مناسب به اندازه کافی برای پیگیری اهداف حسابرسی و پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها وجود دارد یا خیر.

 

۶۷-۴ مفروضات زیر در قضاوت درباره کافی بودن شواهد، سودمند است.

کافی بودن شواهد مورد نیاز برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های حسابرسان، موضوع قضاوت حرفه‎ای آنان است:

الف- هرچه خطر حسابرسی بزرگتر باشد، به شواهد با کمیت بیشتر و کیفیت بالاتر نیاز خواهد بود؛

ب- هرچه شواهد قوی‎تر باشد ممکن است موجب شود شواهد کمتری مورد استفاده قرار گیرد؛ و

پ- داشتن حجم بالایی از شواهد حسابرسی، فقدان مربوط‎بودن، اعتبار یا اتکاپذیری را جبران نمی‎کند.

 

ارزیابی کلی شواهد:

۶۸-۴ حسابرسان بایستی کافی و مناسب بودن کلی شواهد برای فراهم کردن مبنایی معقول در مورد یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎های مرتبط با اهداف حسابرسی را تعیین کنند.

قضاوت‎های حرفه‎ای درباره کافی و مناسب بودن شواهد رابطه‌ای نزدیک با هم دارند، به ‎طوری که حسابرسان نتایج آزمون‎های حسابرسی را تفسیر و ارزیابی می‎نمایند که آیا ماهیت و میزان شواهد به ‎دست آمده کافی و مناسب است یا خیر.

حسابرسان بایستی ارزیابی کلی مجموعه شواهد استفاده شده برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها، شامل نتایج هر ارزیابی ویژه انجام شده به ‌منظور نتیجه‌گیری درمورد اعتبار و اتکاپذیری شواهد خاص را اجرا و مستند کنند.

 

۶۹-۴ کافی و مناسب بودن شواهد، مفاهیمی مربوط به هم می‌باشد که ممکن است به صورت پیوسته در نظر گرفته شوند تا به شکل مفاهیمی جداگانه.

کافی و مناسب بودن در رابطه با یافته‎ها و نتایج مرتبط با یکدیگر ارزیابی می‎شود.

برای نمونه، حتی ممکن است حسابرسان، برخی محدودیت‎ها یا ابهام‎هایی را در مورد کافی یا مناسب بودن برخی شواهد داشته باشند، اما با این حال ارزیابی کنند که در مجموع، شواهد کافی و مناسب برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‌گیری‌ها وجود دارد.

 

۷۰-۴ حسابرسان هنگام ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد بایستی اهمیت مورد انتظار از شواهد را نسبت به اهداف، یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها، شواهد مؤید در دسترس و سطح خطر حسابرسی، ارزیابی نمایند.

مراحل ارزیابی شواهد ممکن است به ماهیت شواهد، چگونگی به ‌کارگیری شواهد در مرحله انجام کار یا گزارشگری و اهداف حسابرسی بستگی داشته باشد:

الف- شواهد هنگامی‎ کافی و مناسب است که مبنایی معقول برای پشتیبانی از یافته‎ها یا نتیجه‎گیری‎های مرتبط با اهداف حسابرسی را فراهم کند؛ و

 

ب- شواهد هنگامی کافی و مناسب نیست که:

(۱) استفاده از آنها خطر سطح بالا و غیرقابل پذیرشی را پدید آورد که می‎تواند به نتیجه نادرست یا نامناسب بینجامد،

(۲) دارای محدودیت‎های عمده در رابطه با اهداف حسابرسی و استفاده موردنظر از آنها باشد، یا

(۳) مبنایی مناسب برای پیگیری اهداف حسابرسی یا پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها را فراهم نکند. حسابرسان نبایستی از چنین شواهدی برای پشتیبانی از یافته‎ها و نتیجه‌گیری‌ها استفاده کنند.

 

۷۱-۴ هنگامی که اعتبار یا اتکاپذیری شواهد برای اهداف حسابرسی و استفاده مورد نظر از آن، ارزیابی نشده است یا نمی‎تواند ارزیابی شود، شواهد دارای محدودیت‎ یا ابهام است. همچنین محدودیت‎ها شامل اشتباهات شناسایی شده توسط حسابرسان در آزمون‎های آنان است.

هنگامی که حسابرسان محدودیت‎ها یا ابهاماتی را در شواهد شناسایی می‎کنند که نسبت به یافته‎ها و نتیجه‎گیری ‎های حسابرسی با‎اهمیت است، آنان بایستی در صورت لزوم، روش‎های بیشتری را اجرا کنند. چنین روش‎هایی دربرگیرنده موارد زیر است:

الف- جستجوی شواهد مستقل و مؤید از منابع دیگر؛

ب- بازتعریف اهداف حسابرسی یا محدودکردن دامنه حسابرسی برای رفع الزام به استفاده از شواهد مزبور؛

پ- ارائه یافته‎ها و نتیجه‎گیری‎ها به ‎گونه‎ای که گویای کافی و مناسب بودن شواهد پشتوانه باشد و تشریح محدودیت‎ها یا ابهامات مرتبط با اعتبار یا اتکاپذیری شواهد در گزارش، در صورتی که چنین افشایی برای پرهیز از گمراه‎کردن استفاده‎کنندگان گزارش درباره یافته‎ها یا نتیجه‎گیری‎ها، ضرورت داشته باشد (بند ۱۵-۵ برای الزامات گزارشگری بیشتر هنگام وجود محدودیت‎ها یا ابهامات درباره اعتبار یا اتکاپذیری شواهد، ملاحظه شود)؛ یا

ت- تعیین اینکه آیا محدودیت‎ها یا ابهامات شامل هرگونه نارسایی‎های با‎اهمیت مرتبط با کنترل‎های داخلی باید به ‌عنوان یافته گزارش شود یا خیر.

 

تشریح اجزای یک یافته:

۷۲-۴ حسابرسان بایستی روش‎هایی را برای تشریح عناصر یک یافته طراحی و اجرا کنند که برای دستیابی به اهداف حسابرسی ضرورت دارد.

افزون بر این، چنانچه حسابرسان بتوانند عناصر یک یافته را به ‎طور کافی تشریح کنند، آنان بایستی پیشنهادهایی را برای اقدام اصلاحی چنانچه در رابطه با اهداف حسابرسی با‎اهمیت است، ارایه نمایند.

عناصر مورد نیاز برای تکمیل یک یافته‎، به ‎طور کامل به اهداف حسابرسی بستگی دارد.

بنابراین، یک یافته یا مجموعه‎ای از یافته‎ها تا میزانی تکمیل می‎شود که اهداف حسابرسی را تامین نماید و گزارش، به ‎روشنی آن اهداف را به عناصر یافته مرتبط سازد.

برای نمونه، ممکن است یک هدف حسابرسی محدود به تعیین وضعیت یا شرایط موجود عملیات یک برنامه یا پیشرفت در اجرای الزامات قانونی و نه علت یا اثر مربوط، شود.

در چنین شرایطی، تشریح وضعیت موجود، اهداف حسابرسی را تأمین می‎کند و ذکر سایر اجزای یافته ضرورت نخواهد داشت.

 

۷۳-۴ معیار در بندهای ۳۷-۴ و ۳۸-۴ و سایر اجزای یک یافته- وضعیت موجود، اثر و علت- در بندهای ۷۴-۴ تا ۷۶-۴ مورد بحث قرار گرفته است.

 

۷۴-۴ وضعیت موجود: وضعیت موجود، شرایطی است که وجود دارد. وضعیت موجود در جریان حسابرسی تعیین و مستند می‎شود.

 

۷۵-۴ علت:

علت، دلیل یا توضیحی برای وضعیت موجود یا عامل یا عوامل ایجادکننده تفاوت بین وضعیت موجود (شرایط) و وضعیت مورد نیاز یا مطلوب (معیار) می‎باشد که ممکن است به ‎عنوان مبنایی برای پشنهادهای مربوط به اقدامات اصلاحی به ‎کار گرفته شود.

علل معمول شامل :

سیاست‎ها، روش‎ها یا معیارهای ضعیف طراحی شده

اجرای متناقض، ناقص یا نادرست

یا عوامل فراتر از کنترل مدیریت برنامه است.

حسابرسان ممکن است به ارزیابی این نکته بپردازند که آیا شواهد به ‎دست آمده مبنایی منطقی و متقاعدکننده فراهم می‎کند که چرا علت اشاره شده، عامل یا عوامل اصلی در ایجاد انحراف است یا خیر.

هنگامی که اهداف حسابرسی شامل توضیح دلایل رویداد نوع خاصی از عملکرد مثبت یا منفی برنامه، ستانده‎ها یا پی‎آمدهای شناسایی شده در حسابرسی است، از این دلایل به ‌عنوان “علت” نام برده می‎شود.

شناسایی علت مشکلات ممکن است به حسابرسان در ارائه پیشنهادهای سازنده برای اصلاح امور یاری رساند.

از آنجا که مشکلات می‎تواند از تعدادی از عوامل احتمالی یا دلایل متعدد ناشی شود، چنانچه حسابرسان بتوانند ارتباط بین مشکلات و عامل یا عواملی را که به ‎عنوان علت شناسایی کرده‎اند، به ‌روشنی و با شواهد و دلایل، بیان و تشریح نمایند،

پیشنهادهای اصلاحی می‎تواند متقاعد کننده‎تر باشد. حسابرسان ممکن است نارسایی‎های موجود در طراحی یا ساختار برنامه را به ‎عنوان علت عملکرد نادرست شناسایی کنند.

حسابرسان همچنین ممکن است نارسایی‎هایی را در کنترل‎های داخلی شناسایی کنند که نسبت به موضوع اصلی حسابرسی عملیاتی، با‎اهمیت است.

در تشریح این‎گونه یافته‎ها، نارسایی‎های موجود در طراحی برنامه یا کنترل‎های داخلی به ‎عنوان “علت”، شرح داده می‎شود.

اغلب، علل عملکرد ناقص برنامه، پیچیده است و دربرگیرنده عوامل متعدد شامل علل ریشه‎ای روشمند و اساسی می‎باشد.

از سوی دیگر، هنگامی‎که اهداف حسابرسی شامل برآورد تأثیر برنامه بر تغییرات ایجاد شده در وضعیت‎های فیزیکی، اجتماعی یا اقتصادی باشد، حسابرسان در جستجوی شواهد برای میزان تغییراتی هستند که خود برنامه “علت” ایجاد آن تغییرات بوده است.

 

۷۶-۴ اثر یا اثر بالقوه:

اثر، پیوندی روشن و منطقی برای تعیین تأثیر یا تأثیر بالقوه تفاوت بین وضعیت موجود (شرایط) و وضعیت مورد نیاز یا مطلوب (معیار) است.

اثر یا اثر بالقوه، پی‎آمدها یا نتایج وضعیت موجود را نشان می‎دهد. هنگامی‎که اهداف حسابرسی شامل تعیین نتایج واقعی یا بالقوه وضعیت موجود است که با معیارهای شناسایی شده در حسابرسی (اعم از مثبت یا منفی) اختلاف دارد،” اثر” مقیاس آن نتایج است.

اثر یا اثر بالقوه ممکن است به ‎منظور تشریح ضرورت انجام اقدام اصلاحی در برخورد با مشکلات شناسایی شده یا خطرهای مربوط به ‎کار گرفته شود.

هنگامی که اهداف حسابرسی شامل برآورد میزان تغییرات ایجاد شده توسط برنامه در وضعیت‎های فیزیکی، اجتماعی یا اقتصادی می‌باشد، اثر مقیاس اندازه‌گیری تأثیر به ‎دست آمده‎ از برنامه است.

در این موارد، اثر، میزان تغییرات واقعی مثبت یا منفی در وضعیت‎های فیزیکی، اجتماعی یا اقتصادی است که می‎تواند شناسایی و به برنامه نسبت داده شود.

 

مستندسازی حسابرسی:

۷۷-۴ حسابرسان باید برای برنامه‎ریزی، اجرا و گزارشگری هر حسابرسی، مستندات لازم را تهیه کنند.

حسابرسان بایستی مستندات حسابرسی را با جزئیات کافی تهیه کنند تا یک حسابرس با‌تجربه که ارتباط پیشین با آن کار حسابرسی ندارد، بتواند با مطالعه آن، ماهیت، زمان‎بندی، میزان و نتایج روش‎های حسابرسی اجرا شده، شواهد حسابرسی کسب شده و منابع آن و نتایج به ‎دست آمده، شامل شواهد پشتوانه قضاوت‎ها و نتیجه‎گیری‎های با‎اهمیت حسابرسان را درک نماید.

حسابرسان بایستی پیش از صدور گزارش حسابرسی، مستندات حسابرسی پشتوانه یافته‎ها، نتیجه‎گیری‎ها و پیشنهاد‎ها را تهیه کنند.

 

۷۸-۴ حسابرسان بایستی شکل و محتوای مستندات حسابرسی را متناسب با شرایط ویژه هر حسابرسی طراحی کنند.

مستندات حسابرسی شامل سوابق اصلی کاری است که حسابرسان طبق استانداردها اجرا کرده‎اند و نتایجی است که به آن دست یافته‎اند. کیفیت، نوع و محتوای مستندات حسابرسی یک موضوع مرتبط با قضاوت حرفه‎ای حسابرسان است.

 

۷۹-۴ مستندسازی حسابرسی عامل اصلی کیفیت حسابرسی است.

فرآیند تهیه و بررسی مستندات حسابرسی بر کیفیت یک حسابرسی تأثیر می‎گـذارد. مستنـدسازی حسابرسی مـوجب می‎شـود که:

(۱) پشتیبانی اصولی از گزارش حسابرسان فراهم گردد،

(۲) به حسابرسان در اجرا و سرپرستی حسابرسی یاری شود، و

(۳) امکان بررسی کیفیت کار حسابرسی فراهم گردد.

 

۸۰-۴ طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی، حسابرسان بایستی موارد زیر را مستند کنند:

الف- اهداف، دامنه و روش ‎شناسی حسابرسی؛

ب- کار انجام شده به ‌منظور پشتیبانی از قضاوت‎ها و نتیجه‎گیری‎های با‎اهمیت، شامل تشریح معاملات و مستندات آزمون شده ؛ و

ج- شواهد بررسی سرپرست در خصوص کار انجام شده به ‌منظور پشتیبانی از یافته‎ها، نتیجه‎گیری‎ها و پیشنهادهای مندرج در گزارش، پیش از صدور آن.

 

۸۱-۴ هنگامی که حسابرسان نمی‌توانند الزامات استانداردهای حسابرسی عملیاتی را به ‌دلیل قوانین، مقررات، محدودیت‎های دامنه حسابرسی، محدودیت‎های دسترسی به سوابق یا سایر موضوع‎های تأثیر‎گذار بر حسابرسی اجرا کنند، آنان بایستی انحراف از الزامات استانداردهای حسابرسی عملیاتی و تأثیر آن بر حسابرسی و نتیجه‎گیری حسابرسان را مستند نمایند.

هنگامی‎ که روش‎های جایگزین اجرا شده در شرایط موجود برای دستیابی به اهداف استاندارد کافی نباشد، این امر نسب به انحراف از الزامات اجباری و الزامات احتمالاً اجباری، کاربرد دارد.

 

۸۲-۴ مؤسسه‎های حسابرسی بایستی سیاست‎ها و روش‎هایی را به ‎منظور نگهداری ایمن و محافظت درست از مستندات حسابرسی برای مدت زمان کافی جهت رعایت الزامات قانونی، مقرراتی و اداری در مورد نگهداری سوابق، برقرار کنند.

چنانچه مستندات حسابرسی چه به ‌شکل کاغذی، الکترونیکی و چه سایر اشکال ارتباطی، بدون اطلاع حسابرسان تغییر داده شود، اضافه یا حذف گردد، یا اگر مستندات از بین برود یا آسیب ببیند؛ یکپارچگی، قابلیت دسترسی و قابلیت بازیابی اطلاعات اساسی می‎تواند در معرض خطر قرار گیرد.

در مورد مستندات حسابرسی که به ‌شکل الکترونیکی نگهداری می‎شود، موسسه حسابرسی بایستی کنترل‎های سیستم‎های اطلاعاتی مربوط به دسترسی و به روزرسانی مستندات حسابرسی را برقرار کند.

 

۸۳-۴ پیش‎فرض حسابرسی‎های مبتنی بر استانداردهای حسابرسی عملیاتی این است که مؤسسه‎های حسابرسی انتخاب شده برای اجرای حسابرسی بر اساس استانداردهای حسابرسی عملیاتی، در حسابرسی برنامه‎های مربوط به منافع عمومی همکاری کنند.

بنابراین، حسابرسان ممکن است به ‌منظور پرهیز از دوباره‎کاری، از کار دیگران استفاده کنند.

حسابرسان بر طبق قوانین و مقررات لازم‎الاجرا بایستی افراد مناسب و همچنین مستندات حسابرسی برای دستیابی به این اهداف را، در صورت درخواست سایر حسابرسان یا بررسی‎کنندگان، به ‎موقع در دسترس آنان قرار دهند.

استفاده از کار حسابرسان توسط حسابرسان دیگر ممکن است از طریق توافق‎های قراردادی برای حسابرسی‎های اجرا شده بر طبق استانداردهای حسابرسی عملیاتی تسهیل شود که دسترسی کامل و به ‎موقع به افراد و همچنین مستندات حسابرسی مناسب را فراهم می‎کند.

 

۸۴-۴ مؤسسه‎های حسابرسی بایستی سیاست‎هایی را برای برخورد با درخواست‎های اشخاص برون‎سازمانی به ‌منظور دسترسی به مستندات حسابرسی برقرار نماید، به ‌ویژه هنگامی که یک شخص برون‎سازمانی کوشش می‎کند اطلاعات را به ‌جای دریافت مستقیم از واحد مورد حسابرسی، به ‎طور غیرمستقیم از طریق حسابرس به ‎دست آورد. در برقراری این‎گونه سیاست‎ها، مؤسسه حسابرسی بایستی مشخص کند که چه قوانین و مقرراتی کاربرد دارد.

 

امتیاز به این نوشته

حسابداری نمیتواند خیلی پیچیده و مبهم باشد، بلکه کلیه روشها و اصول آن باید کاملاً علمی، قابل درک و همگام با رشد صنعت و مردم باشد.

مشاهده کانال تلگرام

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴۸۹

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *